تاريخ : جمعه 17 آذر1391 | 9:18 بعد از ظهر | نویسنده : علی
دوستان عزیز این پست ثابت است. برای دیدن پستهای جدیدتر لطفاً به پستهای زیرین مراجعه فرمائید.

مطالب قدیمی تر در بخش موضوعات وب و برچسبهای وب قرار دارند.

 لطفاً آنها را نیز مشاهده فرمائید.



تاريخ : پنجشنبه 23 خرداد1392 | 8:23 بعد از ظهر | نویسنده : علی
غیاث‌الدین جمشید کاشانی (790-832 قمری/1388-1429 میلادی) زبردست‌ترین حساب‌دان و آخرین ریاضی‌دان برجسته‌ی دو ه‌ی اسلامی و از بزرگ‌ترین مفاخر تاریخ ایران به شمار می‌آید. وی به تکمیل وتصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی حساب پرداخت و روش‌های جدید و ساده‌تری برای آن‌ها اختراع کرد. در واقع، کاشانی را باید مخترع روش‌های کنونی انجام چهار عمل اصلی حساب (به‌ ویژه ضرب و تقسیم) دانست. کتاب ارزشمند وی با نام مفتاح الحساب کتابی درسی، درباره‌ی ریاضیات مقدماتی است و آن را از حیث فراوانی و تنوع مواد و مطالب و روانی بیان سرآمد همه‌ی آثار ریاضی سده‌های میانه می‌دانند.


زندگی‌نامه

جمشید ملقب به غیاث‌الدین، فرزند پزشکی کاشانی به نام مسعود حدود سال 790 قمری (1388 میلادی)، در کاشان چشم به جهان گشود. او در همه‌ی آثارش خود را چنین معرفی کرده است: «کمترین بندگان خداوند (یا نیازمندترین بندگان خدا به رحمت او)، جمشید، پسر مسعود طبیب کاشانی، پسر محمود پسر محمد ». بیش‌تر آنچه که از زندگی وی می‌دانیم از بررسی آثار علمی ارزنده‌اش و نیز دو نامه که خطاب به پدر خود و مردم کاشان نوشته به دست آمده است.

دوران کودکی و جوانی وی درست هم‌زمان با اوج یورش‌های وحشیانه‌ی تیمور به ایران بود. با وجود این، جمشید در همین شرایط نیز هرگز از آموختن علوم مختلف غافل نشد. پدرش مسعود، چنان‌که گفتیم، پزشک بود اما شاید از علوم دیگر نیز بهره‌ی بسیار داشت. به طور مثال، از یکی از نامه‌های کاشانی به پدرش معلوم می‌شود که پدر قصد داشته تا شرحی بر معیار الاشعار نصیرالدین طوسی بنویسد و برای پسر، یعنی جمشید بفرستد.

نخستین فعالیت علمی کاشانی که از تاریخ دقیق آن آگاهیم، رصد خسوف در 12 ذیحجه‌ی 808 قمری، برابر با دوم ژوئن 1406 میلادی در کاشان است. غیاث‌الدین نخستین اثر علمی خود را در همین شهر و در 21 رمضان 809 قمری مطابق با اول مارس 1407 میلادی، یعنی 2 سال پس از مرگ تیمور و فرو نشستن فتنه‌ی او، نوشت. چهار سال بعد در 813 قمری هنوز در کاشان بود و رساله‌ی مختصری به فارسی درباره‌ی علم هیأت(کیهان‌شناسی) نوشت. در 816 قمری کتاب نجومی مهم خود یعنی زیج خاقانی را به فارسی نوشت و به اُلُغْ بیگ، فرزند شاهرخ و نوه‌ی تیمور، که در سمرقند به سر می‌برد، هدیه کرد. کاشانی امید داشت که با حمایت الغ بیگ بتواند با آسودگی بیشتر پژوهش‌های علمی خود را ادامه دهد.

کاشانی دست کم تا مدتی پس از پدیدآوردن کتاب ارزشمند تلخیص المفتاح ، یعنی 7 شعبان 824 قمری مطابق با 7 اوت 1421 میلادی، هنوز در کاشان به سر می‌برد. این نکته خود مایه‌ی شگفتی بسیار است که چرا مردی دانشور چون الغ بیگ پس از مطالعه‌ی زیج خاقانی به نبوغ کمنظیر پدیدآورنده ، یعنی کاشانی، پی نبرد! کاشانی در یکی از دو نامه‌ی خود از یک سو به طور تلویحی از این‌که بسیار دیر مورد توجه دولت‌مردان قرار گرفته گلایه می‌کند و از سوی دیگر از این‌که پس از این مدت دراز به شهری چون سمرقند دعوت شده است، سر از پا نمی‌شناسد.

کاشانی به احتمال قوی در 824 قمری به همراه معین‌الدین کاشانی(همکار غیاث‌الدین در کاشان و سمرقند) از کاشان به سمرقند رفت و چنان که خود در نامه‌هایش کم و بیش اشاره کرده، در پی‌ریزی رصدخانه‌ی سمرقند نقش اصلی را ایفا نمود. از همان آغازِ کار، وی را به ریاست آن‌جا برگزیدند و تا پایان عمر به نسبت کوتاه خود در همین مقام بود. وی سرانجام صبح روز چهارشنبه 19 رمضان 832 قمری برابر با 22 ژوئن 1429 میلادی بیرون شهر سمرقند و در محل رصدخانه درگذشت.

امین احمد رازی در کتاب تذکر ه هفت اقلیم می‌گوید که چون کاشانی چنان که باید و شاید آداب حضور در دربار را رعایت نمی‌کرد ، الغ بیگ فرمان به قتل او داد. از نامه‌های کاشانی به پدرش چنین برمی‌آید که پدر به دلایلی از سرنوشت فرزند خود در دربار الغ بیگ نگران بود و در نامه یا نامه‌هایی، پسر را از خطرات معمول در دربار پادشاهان برحذر داشته و کاشانی نیز در پاسخ برای کاستن از نگرانی‌های پدر، نمونه‌های متعددی از توجه خاص الغ بیگ به خود را برای پدر شاهد آورده است.


نوآوری‌های کاشانی

1. اختراع کسرهای دهگانی(اعشاری). گرچه کاشانی نخستین به کار برنده‌ی این کسرها نیست، اما بی‌تردید رواج این کسرها را به او مدیونیم. 2. دسته‌بندی معادلات درجه‌ی اول تا چهارم و حل عددی معادلات درجه‌ی چهارم و بالاتر 3. محاسبه‌ی عدد p . کاشانی در الرسالة المُحیطیة (ص 28 )، عدد p را با دقتی که تا 150 سال پس از وی بی‌نظیر ماند محاسبه کرده است. 4. تکمیل و تصحیح روش‌های قدیمی انجام چهار عمل اصلی و اختراع روش‌های جدیدی برای آن‌ها . در واقع، کاشانی را باید مخترع روش‌های کنونی انجام چهار عمل اصلی حساب ( به‌ ویژه ضرب و تقسیم) دانست. 5. اختراع روش کنونی پیدا کردن ریشه‌ی n اُم عدد دلخواه. روش کاشانی در اصل همان روشی است که صدها سال بعد توسط پائولو روفینی (ریاضی‌دان ایتالیایی، 1765-1822میلادی )، و ویلیام جُرج هارنر (ریاضی‌دان انگلیسی، 1786-1837میلادی )، باردیگر اختراع شد. 6. اختراع روش کنونی پیدا کردن جذر (ریشه‌ی دوم) که در اصل ساده شده‌ی روش پیدا کردن ریشه‌ی n اُم است. 7. ساخت یک ابزار رصدی. کاشانی ابزارِ رصدی جالبی اختراع کرد و آن را طَبَقُ المَناطِقْ نامید. رساله‌ای نیز به نام نُزْهَةُ الحَدائِق درباره‌ی چگونگی کار با آن نوشت. 8. تصحیح زیج ایلخانی. کاشانی زیج خاقانی را نیز در تصحیح اشکالات زیج ایلخانی نوشت. 9. نگارش مهم‌ترین کتاب درباره‌ی حساب. کتاب مفتاح الحساب کاشانی مهم‌ترین و مفصل‌ترین اثر درباره‌ی ریاضیات عملی و حساب در دوره‌ی اسلامی است. 10. محاسبه‌ی جِیْب یک درجه. کاشانی در رساله‌ی وَتَر و جِیْب مقداری برای جِیْبِ یک درجه (60 sin 1˚) به دست آورده که اگر آن را بر 60 تقسیم کنیم ، حاصل آن تا 17 رقم اعشاری با مقدار واقعی سینوس یک درجه موافق است.


 آثار کاشانی

1. سُلّمُ السَماء (نردبان آسمان) یا رساله‌ی کمالیه به عربی. کاشانی این رساله را در 21 رمضان 809 قمری (اول مارس 1407 میلادی) در کاشان به پایان رسانده است. کاشانی در این رساله از قطر زمین، و نیز قطر خورشید، ماه، سیارات، و ستارگان و فاصله‌ی آنها از زمین سخن گفته است. 2. مختصر در علم هیأت به فارسی. کاشانی این رساله را در 813 قمری برابر با 1410 میلادی، یا اندکی پیش از آن نوشت. وی در این رساله درباره‌ی مدراهای ماه، خورشید، ستارگان، و سیاره‌ها و چگونگی حرکت آن‌ها سخن گفته است. 3. زیج خاقانی به فارسی: این کتاب یکی از آثار مهم نجومی کاشانی به شمار می‌رود. کاشانی این زیج را در 816 قمری ( 1413 میلادی) کامل کرد. هدف کاشانی از نگارش این زیج، تصحیح اشتباهاتی است که در زیج ایلخانی روی داده است. کاشانی در مقدمه‌ی زیج خود با به رغم انتقاد از مطالب زیج ایلخانی، از نویسنده‌ی آن، خواجه نصیرالدین طوسی، با تجلیل و احترام بسیار یاد کرده است. 4.شرح آلات رَ صَد به فارسی : کاشانی این رساله را در ذیقعده‌ی 818 قمری(ژانویه‌ی 1416 میلادی) برای شخصی به نام سلطان اسکندر نوشته است. برخی این اسکندر را «اسکندر بن قرایوسف قراقویونلو» دانسته‌اند. اما برخی دیگر، معتقدند که این اسکندر، پسر عموی الغ بیگ است که بر فارس و اصفهان حکومت می‌کرده است. 5. نُزْهَةُ الحَدائِق به عربی: کاشانی این رساله را در دهم ذیحجه‌ی 818 قمری مطابق 10 فوریه‌ی 1416 میلادی (حدود یک ماه پس از نگارش رساله‌ی شرح آلات رصد) نوشته و در آن دستگاهی به نام طبق المناطق را که اختراع خود وی بوده، شرح داده است. با این دستگاه می‌توان محل ماه و خورشید و پنج سیاره‌ی شناخته شده تا آن زمان و نیز فاصله‌ی هر یک از آن‌ها را تا زمین، و برخی پارامترهای سیاره‌ای دیگر را به دست آورد. 6. ذِیْلِ نزهة الحدائق. کاشانی در نیمه‌ی شعبان 829 قمری (22 ژوئن 1426 میلادی) و هنگامی که در سمرقند اقامت داشته، ده «اِلْحاق» (پیوست) را به نزهة الحدائق افزوده است. 7. تَلْخیصُ المِفْتاح به عربی. این رساله، چنان که از نامش پیداست گزیده‌ی مفتاح الحساب کاشانی است. کاشانی کار تلخیص را در 7 شعبان 824 قمری (7 اوت 1421 میلادی) به پایان رسانده است. وی در مقدمه‌ی این رساله چنین آورده است: « اما بعد، نیازمندترین بندگان خداوند به بخشایش وی، جمشید ملقب به غیاث، پسر مسعود پزشک کاشانی، پسر محمود، که خداوند روزگارش را نیکو گرداند، گوید که چون از نگارش کتابم موسوم به مفتاح الحساب فارغ شدم، آن دسته از مطالب این کتاب را که دانستن آن‌ها برای نوآموزان واجب است در این مختصر گرد آوردم و آن را تلخیص المفتاح نامیدم.» 8. الرِسالةُ المُحیطیة به عربی. کاشانی این رساله را که یکی از مهم‌ترین آثار اوست در اواسط شعبان 827 قمری (ژوئیه‌ی 1424 میلادی) به پایان رسانده است. وی در این رساله نسبت محیط دایره به قطر آن، یعنی عدد پی ‌را به دست آورده است. 9. وَتَر و جِیْب. کاشانی این رساله‌ی را درباره‌ی چگونگی محاسبه‌ی جِیب یک درجه ( ) نوشته است. متأسفانه متن اصلی این رساله باقی نمانده اما از شرح‌هایی که بر آن نوشته‌اند می‌توان به مطالب آن پی برد. 10. زیج تَسْهیلات. کاشانی این اثر را پیش از 830 قمری تألیف کرده است زیرا در مقدمه‌ی مفتاح الحساب از این کتاب نام برده(ص 36 ) ولی تا کنون وجود نسخه‌ای قطعی از آن گزارش نشده است.
مفتاح الحساب

کاشانی کار نگارش مفتاح الحساب را، که بی‌تردید مهم‌ترین، مفصل‌ترین و برجسته‌ترین کتابِ ریاضیات عملی در دورة اسلامی بشمار می‌آید، در 3 جمادی الاولی سال 830 قمری برابر با 2 مارس 1427 ‌ میلادی به پایان رسانده و آن را به الغ بیگ هدیه کرده است. اما پیش‌نویس این کتاب را دست کم از 6 سال پیش، یعنی 824 قمری فراهم آورده و در این مدت، مشغول تکمیل و اصلاح آن بوده است. زیرا او در مقدمه‌ی تلخیص المفتاح که در همین سال نوشته شده، تأکید کرده که این تلخیص را پس از به پایان رساندن تألیف مفتاح الحساب فراهم آورده است. برای نشان دادن اهمیت مفتاح الحساب کاشانی نزد شرق شناسان، بویژه محققان اروپایی، در این‌جا به چاپ‌های مختلف متن عربی و ترجمه‌های این اثر اشاره می‌کنیم: 1. در 1864 میلادی فرانتس ووپکه، محقق آلمانی الاصل ساکن فرانسه، بخشی از این کتاب را به فرانسه ترجمه کرد. 2. در 1944 میلادی، پاول لوکی بخش قابل توجهی از مفتاح الحساب را به آلمانی ترجمه و شرح کرد. این ترجمه نیز، همچون ترجمه‌ی رسالة محیطیه ، پس از مرگ لوکی و در سال 1951 میلادی منتشر شد. وی همچنین مقاله‌ی مهمی درباره‌ی روش کاشانی در پیدا کردن ریشه‌ی n ‌اُم اعداد نوشت. 3. در 1951 میلادی نائله رجایی در پایان‌نامه‌ی دوره‌ی دکترای خود در دانشگاه آمریکایی بیروت، با استفاده از مطالب مفتاح الحساب و رسالة محیطیه به بحث درباره‌ی اختراع کسرهای اعشاری توسط کاشانی پرداخت. 4. در همان سال و در همان دانشگاه، عبدالقادر الداخل نیز در پایان‌نامه‌ی دکترای خود روش کاشانی درباره‌ی پیدا کردن ریشه‌ی n ‌اُم در دستگاه شمار شصتگانی ا بررسی کرد. 5. در 1956 میلادی نیز برویس رُزنفلد، آدُلف یوشکِویچ، و سِگال، تصویر یک نسخه‌ی خطی این اثر و نیز تصویر یک نسخه‌ی خطی رساله‌ی محیطیه‌ی را همراه با ترجمه‌ی روسی آن در مسکو به چاپ رساندند. 6. در 1967 میلادی احمد سعید الدمرداش و محمد حمدی الحفنی الشیخ، متن عربی این کتاب را در قاهره به چاپ رساندند. غلط‌های این چاپ حتی از غلط‌های نسخه‌ی خطی چاپ مسکو بیشتر است. 7. در 1977 میلادی نادر النابلسی یک بار دیگر تمامی این کتاب را با حواشی به نسبت سودمند و با دقتی بیشتر از دو مصحح قبلی در دمشق به چاپ رساند. گفتنی است که در هیچ یک از ترجمه‌ها یا چاپ‌های یاد شده از نسخه‌ی خطی کتابخانه‌ی ملی ملک، که کهن‌ترین و بهترین نسخه‌ی موجود مفتاح الحساب به بشمار می‌آید استفاده نشده است.
نظرات دانشمندان معاصر

پاول لوکی، پژوهشگر برجسته‌ی آلمانی که بیش از هر مورخ دیگری در راه شناساندن اهمیت آثار ریاضی این دانشمند بزرگ به جهان علم کوشش کرده، درباره‌ی آثار کاشانی چنین آورده است: « پس از پژوهش درباره‌ی برخی آثار کاشانی، که خوشبختانه بیشتر آن‌ها در کتابخانه‌های شرق و غرب موجود است، او را ریاضی‌دانی هوشمند، مخترع، نَقّاد و صاحب افکار عمیق یافتم. کاشانی از آثار ریاضی‌دانان پیش از خود آگاه و بویژه در فن محاسبه و به کار بستن روش‌های تقریبی بسیار آگاه و چیره‌دست بوده است. اگر رساله‌ی محیطیه او به دست ریاضی‌دانان غربی معاصر وی رسیده بود، از آن پس مردم مغرب زمین از بعضی منازعات و تألیفات مبتذل درباره‌ی اندازه‌گیری دایره (=محاسبه‌ی عدد پی) بی‌نیاز می‌شدند. اگر نظریه‌ی واضح و روش علمی وی در مورد شناساندن کسرهای اعشاری انتشار یافته بود، فرانسوا وی‌یِتْ ، اِستِوِن، و بورگی ناچار نمی‌شدند که یک قرن و نیم پس از کاشانی نیروی فکری و عملی خود را برای از نو یافتن این کسرها به کار اندازند.»

اِدوارد اِستوارت کِنِدی، پژوهشگر برجسته‌ی آمریکایی، که مدتی نیز در ایران می‌زیست و با زبان فارسی آشنایی دارد درباره‌ی کاشانی چنین گفته است: «پیش از هر چیز باید گفت که کاشانی حاسبی زبردست بود و در این فن مهارت خارق العاده داشت. و شاهد این مدعا این است که وی با اعداد شصتگانی خالص به آسانی و روانی حساب می‌کرد. کسرهای اعشاری را اختراع نمود، روش تکراری را در حساب به طور کامل و پیگیر به کار می‌بست. با چیره دستی مراحل محاسبه را طوری تنظیم می‌نمود که بتواند حداکثر مقدار خطا را پیش‌بینی کند و در هر جا صحت اعمال را امتحان می‌کرد.»

آدُلف یوشکویچ، پژوهشگر مشهور روسیه در کتاب تاریخ ریاضیات در سده‌های میانه در باره کتاب ارزشمند کاشانی می‌نویسد: «مفتاح الحساب کتابی درسی، درباره‌ی ریاضیات مقدماتی است که استادانه تألیف شده و مؤلف آنچه را که طبقات مختلف خوانندگان کتاب بدان نیاز داشته‌اند، در نظر گرفته است. این کتاب از حیث فراوانی و تنوع مواد و مطالب و روانی بیان تقریباً در همه‌ی آثار ریاضی سده‌های میانه یگانه است.»


برچسب‌ها: زندگی نامه

تاريخ : چهارشنبه 28 فروردین1392 | 6:34 قبل از ظهر | نویسنده : علی

استخوان و کار آن :

انسان مانند بسیاری از جانوران بزرگ دارای پر چوبی به نام اسکلت داخلی است که شامل استخوان ها،‌غضروف ها و اجزای دیگراست. استخوان ها به بدن شکل می دهند و باعث می شوند که بتوانیم راست بایستیم. کار دیگر آن ها حفاظت از اندام های ویژه ای مانند مغز و قلب است. از طرف دیگر وجود استخوان ها باعث می شوند تا اندام های حرکتی بطور مناسب و با سرعت لازم حرکت کنند. برخی استخوان ها مثل دنده ها،‌ جمجمه ، جناغ و لگن در تولید گلبول های خوب مؤثرند.

ساختمان استخوان :

استخوان اندامی زنده است. سلول های استخوانی تقریباً مانند کشمش های یک کیک کشمشی در ماده ای زمینه ای قرار دارند. این ماده از کلسیم، فسفر و رشته های پروتئینی دراز ساخته شده است که با چشم دیده نمی شود. کلسیم و فسفر باعث استحکام استخوان می شوند و آن را در برابر فشار مقاوم می سازند. رشته های پروتئینی باعث مقاومت استخوان در برابر ضربه می شوند.

اگردر غذای انسان به اندازه کافی کلسیم و فسفر وجود نداشته باشد، استخوان ها ضعیف می شوند. به همی دلیل کمبود کلسیم و فسفر در کودکان، باعث خمیدگی استخوان های پا می شوند. هر چه سن انسان بالا می رود ، تولید رشته های پروتئینی استخوان کاهش بیشتری می یابد. در برخی افراد کاهش بیش از اندازه رشته های پروتئینی باعث می شود استخوان ها آسیب پذیرترشوند.

غضروف :

بخش مهمی از اسکلت انسان را غضروف تشکیل می دهد. غضروف نرم تر و قابل انعطاف تر از استخوان است. نوک بینی و لاله ی گوش شما از غضروف ساخته شده است. لایه ای از غضروف روی استخوان های متحرک را در محل اتصالشان بر یکدیگر پوشانده است. سطح لغزنده ی غضروف مانع اصطکاک استخوان ها می شود.

بیشتر استخوان ها در ابتدا از جنس غضروف اند اما به تدریج با جذب کلیسیم و فسفر غذا،‌تبدیل به استخوان می شوند. استخوانی شدن،‌از دوران جنینی شروع می شود و تا حدود ۲۰ سالگی ادامه پیدا می کند. از آن به بعد، امکان افزایش قطر و ترمیم (در صورت شکستیگی و آسیب دیدگی) وجود دارد اما رشد طولی متوقف می شود.

مفصل :

محل اتصال استخوان ها را به هم را مفصل می گویند. مفصل ها را بر اساس ساختمان و نوع حرکت به سه گروه ثابت نیمه متحرک و متحرک تقسیم می کنند. استخوان ها در محل مفصل های ثابت به کمک رشته های سخت و در مفصل های نیمه متحرک به کمک غضروف در کنار یکدیگر قرارگرفته اند اما ساختمان مفصل های متحرک پیچیده تر است.

ماهیچه و کار آن :

حدود ۳/۱ تا ۲/۱ وزن بدن شما مربوط به ماهیچه هاست.بعضی از اندام های بدن از ماهیچه درست شده اند. گروهی از ماهیچه ها نیز باعث حرکت استخوان ها و اندام های بدن می شوند. تمامی حرکات بدن مانند پلک زدن چشم، پا زدن به توپ، حرکت غذا در لوله گوارش، ‌تنگ یا گشاد بودن رگ ها، تپش های قلب، باید بوسیله ی ماهیچه ها انجام می گیرد.
ماهیچه ها از سلول های ویژه ای به نام تار ماهیچه ای ساخته شده که در کنار یکدیگر ردیف شده اند. درون سلول های ماهیچه ای ،‌رشته های باریکی از جنس پروتئین وجود دارد که می توانند منقبض یا کوتاه تر شوند. وقتی همه ی سلول های یک ماهیچه با هم منقبض شوند،‌ماهیچه نیز منقبض می شود و در حقیقت حرکت می کند.

ماهیچه های اسکلتی:

ماهیچه های اسکلتی شکل های مختلفی وجود دارند. این ماهیچه ها شامل دسته هایی از سلول های ماهیچها ی هستند که به کمک بافت پیوندی در کنار یکدیگر قرار گرفته اند. بافت پیوندی بین تارهای ماهیچه ای تا دو سر ماهیچه ادامه می یابد و طناب محکم سفید رنگی به نام زردپی (تاندون) بوجود می آورد که معمولاً به استخوان مفصل می شود. بزرگ ترین زردپی بدن زردپی آشیل است. که از پشت ساق پا تا کف پا امتداد می یابد. نام این زردپی به عنوان نشانه ای از قدرت و استحکام معروف شده است.

وقتی ماهیچه منقبض می شود، طول آن کم و ضخامتش زیاد می شود، در این حالت زردپی و استخوانی را که به آن اتصال دارد می کشد اما این ماهیچه با انبساط خود نمی تواند استخوان را به جای قبلی بازگرداند. این عمل را باید یک یا چند ماهیچه در سمت دیگر استخوان به کمک انقباض خود، انجام دهد. به همین دلیل بیشتر ماهیچه های اسکلت عمل متقابل دارند و جفت جفت کار می کنند.

 ۱ – لازمه زنده ماندن جانور حرکت است.
۲ – انسان برای به حرکت درآوردن «ماهیچه و استخوان» نیاز دارد.
۳ – ماهیچه ها در چه صورت بهتر عمل می کنند؟

در صورتی که به جای مناسبی تکیه داشته باشند. این تکیه گاه همان استخوان ها هستند.

۴ – وظایف استخوان ها را نام ببرید.

۱ – به بدن شکل می دهند.
۲ – از اندام ها (مانند مغز و قلب) محافظت می کنند
۳ – باعث می شوند تا اندام های حرکتی بطور مناسب و با سرعت لازم حرکت کنند
۴ – برخی از آن ها در تولید گلبول های خون مؤثرند.

۵ – سلول استخوانی در ماده ای زمینه ای قراردارد. جنس این ماده چیست؟

این ماده از کلسیم ، فسفر و رشته های پروتئینی ساخته شده است.

۶ – چرا هر چه سن بالاتر می رود، آسیب پذیری استخوان ها بیشتر می شود؟

هر چه سن انسان بالاتر می رود، تولید رشته های پروتئینی، استخوان کاهش بیشتری می یابد در برخی افراد، کاهش بیش از اندازه ی رشته های پروتئینی باعث می شود، استخوان ها آسیب پذیرتر می شوند.

۷ – کار غضروف چیست؟

غضروف روی استخوان های متحرک را در محل اتصالشان به یکدیگر پوشانده است. سطح لغزنده ی غضروف مانع اصطکاک استخوان ها می شود.

۸ – استخوانی شدن از …. شروع می شود و تا …… ادامه پیدا می کند.

دوران جنینی – حدود ۲۰ سالگی

۹ – چه نوع تفاوت ساختمانی میان انواع مفصل ها وجود دارد؟

استخوان ها در محل مفصل های ثابت به کمک رشته های سخت و در مفصل های نیمه متحرک به کمک غضروف در کنار یکدیگر قرار گرفته اند اما ساختمان مفصل های متحرک پیچیده تر است.

۱۰ – استخوان به کمک رشته های محکمی از………..به نام……….در محل خود مستقر شده اند؟

بافت پیوندی – رباط

۱۱- مهره های کمر، جمجمه و شانه هر یک دارای چه نوع مفصل هستند؟

مهره های کور -> نیمه متحرک
جمجمه -> ثابت
شانه -> متحرک

۱۱۲ – ماهیچه ها چگونه منقبض یا کوتاه می شوند؟
درون سلول های ماهیچه ای ، رشته باریکی از جنس پروتئین وجود دارد که می توانند منقبض یا کوتاه تر شوند. وقتی همه سلول های یک ماهیچه با هم منقبض شوند، ماهیچه نیز منقبض می شود.

۱۳ – زرد پی چیست؟
زردپی یا ناندون طناب سفید محکم از جنس بافت پیوندی بین تارهای ماهیچه ای است که تا دو سر ماهیچه ادامه می یابد.

۱۴ – وقتی ماهیچه ……………می شود طول آن کم و ضخامتش………….می شود.
منقبض – زیاد


برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : چهارشنبه 28 فروردین1392 | 6:33 قبل از ظهر | نویسنده : علی

در جاي خالي كلمات مناسب بنويسيد.

1- استخوان هاي سر از ..............محافظت مي كنند. مغز

2- اسكلت بدن از تعداد زيادي .....................درست شده است. استخوان

3- در سينه هم دنده ها از قلب و شش ها .................مي كنند. محافظت

4- ...................بدن انسان شكل هاي گوناگوني دارند. مفصل هاي

5- براي نفس كشيدن ماهيچه هاي سينه بايد .................كنند. حركت

6- ماهيچه هاي قلب و معده و روده به ...............حركت نمي كنند. دلخواه

7- اگر بيشتر از اندازه به ماهيچه ها و استخوان فشار وارد شود، آنها .....................مي بينند. آسيب

8- حرکت بدن بر عهده ي ........... است. ماهيچه  ها  

9-استخوان ها بافت ................( زنده اند )به همین دلیل بعد از شکسته شدن ...........( ترمیم ) می شوند و دوباره ................( رشد ) می کنند .

پرسش های تکمیلی

1- شكستن استخوان چه شكلي دارد؟ استخوان ها به دو صورت مي شكنند. به شكل شکستن و ترك برداشتن است.

2- ماهيچه ها براي حركت آسان تر و تندتر، به چه چيزي بايد متصل باشند؟ به استخوانها

3- چرا براي ساختن ساختمان، ابتدا قسمت هاي محكم يعني اسكلت آن را مي سازند؟ چون ساختمان بتواند سرپا بماند، ريزش نكند و عمر بيشتر داشته باشد.

4- چرا انگلشتان دست و شانه بيشتر از استخوان هاي ديگر از جاي خود در مي آيند؟ چون حركت دست و شانه بيشتر از جاهاي ديگر است و ضربه پذيري به دست و شانه بيشتر از جاهاي ديگر است.

5- استخوان هاي بدن در كدام قسمت هاي بدن به هم وصل شده اند؟ در سر ، دست ، پا و تنه                    

6- چرا ما مي توانيم دست و پا و انگشتان خود را حركت دهيم؟ چون هر يك از اين قسمت ها چند استخوان متصل به هم دارد.

7- چرا اندام شكسته را گچ مي گيرند؟ چون استخوان ها حركت نكنند و خوب به هم وصل شوند.

8- به كدام ماهيچه ها غير ارادي مي گويند؟ ماهيچه هايي كه حركت آنها تحت اختيار ما نيست. مثل ماهيچه هاي قلب، معده و روده.

9- در رفتگی استخوان چگونه به وجود می آید ؟ وقتی استخوان از محل اصلی خود تکان بخورد . 

10- استخوان هاي بدن به كمك چه چيزي حركت مي كنند؟ به كمك ماهيچه ها 

11-   براي نفس كشيدن كدام ماهيچه هاحركت مي كنند؟  ماهيچه هاي سينه    

12- كدام ماهيچه ها به دل خواه ما حركت نمي كنند؟ ماهيچه هاي قلب ، معده ،روده

 13- اسكلت ساختمان و اسكلت بدن چه شباهتي دارند ؟ جنس هر دو سخت است ،هر دو قطعه قطعه هستند، اسكلت بدن به بدن شكل مي دهد و اسكلت ساختمان به ساختمان شكل مي دهد ،اسكلت بدن ماهيچه را نگه مي داردو اسكلت ساختمان ديوارها را نگه مي دارد

 14- مفصل را تعريف كنيد؟ به محلّي كه كه استخوان به استخوان ديگر وصل مي شود مفصل مي گويند

 15- كدام يك از مفصل هاي بدن كمتر از بقيّه حركت مي كند ؟ مفصل بين مهره ها     

16- چه چيز هايي در سلامت استخوان ها و ماهيچه ها مؤثر هستند؟  غذاي مناسب ، ورزش كردن

17- شكستگي استخوان چگونه به وجود مي آيد ؟ استخوان ها در اثر افتادن از بلندي ، تصادف با اتومبیل ، افتادن چيز هاي سنگين روي بدن پيش مي آيد.

 18-  پزشک شکستن استخوان را چگونه مي فهمد؟  به وسيله عكس گرفتن با دستگاه مخصوص

19- براي حركت نكردن محل شكستگي چه كار مي كنند ؟ اندام شكسته شده راگچ مي گيرند ومدّتي مي بندند تا محل شكستگي خوب شود .  

20- چه زماني ماهيچه ها واستخوان ها آسيب مي بينند؟ اگر بیشتر از اندازه به آن فشار بيايدآسيب مي بينند.و همچنین ورزش هاي سخت و يا افتادن ازبلندي به ماهيچه ها و استخوان هاآسيب مي رساند.

21- چرا كج راه رفتن و كج نشستن درست نيست ؟ چون ممكن است در بزرگ سالي به كمر درد مبتلا شويم و يا كمري خميده پيدا كنيم.  

22- جنس اسکلت از چیست ؟ استخوان   

23- کار اسکلت در بدن چیست ؟ 1- محافظت از اندام های دیگر 2- نگهداری و حفظ بدن و توانایی حرکت 3- شکل دادن به بدن

 24- مفصل کدام استخوان بدن اصلا" حرکت نمی کند ؟ جمجمه

25- در وسط بسیاری از اسخوانها چه چیزی وجود دارد ؟ مغز استخوان

26- روی استخوانها را چه چیزی پوشانده است ؟ پوست و ماهیچه

27- ماهیچه های بدن چگونه عمل می کنند ؟ از طریق انقباض  

28-نام ماده ی نرمی که سر استخوان ها از آن ساخته شده است ، چه نام دارد ؟ غضروف


برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 10:33 بعد از ظهر | نویسنده : علی

یک بازی جالب برای آنکه با اندام های حرکتی خود بهتر آشنا شوی

روی تصویر کلیک کن و در صفحه جدید که باز می شود گزینه دریافت فایل را انتخاب کن.سپس فایل را ذخیره و بازی را انجام بده .


برچسب‌ها: بازی

تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 10:23 بعد از ظهر | نویسنده : علی

درس دهم: اندام هاي حركتي

درس در يك نگاه:

در اين درس دانش آموزان ، ماهيچه ها را به عنوان عامل اصلي حركت در بدن، مي شناسند و مي آموزند كه ماهيچه ها براي حركت آسان تر و تندتر بايد به استخوان متصل باشند، آنان با انواع ماهيچه ها و مفصل ها، نقش آن ها در حركت و نيز آسيب هاي مهم استخوان و ماهيچه آشنا مي شوند و به اهميت صحيح نشستن و راه رفتن در حفظ سلامت اندام هاي حركتي پي مي برند.

آن چه دانش آموزان در مورد «اندام هاي حركتي» مي دانند:

 مهره داران در بدن خود اسكلتي از جنس استخوان دارند؛ قسمت اصلي اسكلت، ستون مهره است و انسان نيز در گروه مهره داران است.

هدف ها: انتظار مي رود در فرآيند آموزش اين درس هر دانش آموز به هدف هاي زير برسد:

مهارت ها ، دانستني ها

1- از طريق مشاهده و گفت وگو با اندام هاي حركتي و نقش ماهيچه ها و استخوان ها آشنا شود.

2- با ساخت مدل به اهميت وجود اسكلت در بدن انسان پي ببرند.

3- با ابزار ساده مدلي از ستون مهره هاي انسان را بسازد و طرز كار آن راتوضيح دهد.

4- با انجام آزمايشي با نقش مفصل در حركت استخوان ها آشنا شود.

5- از طريق گفت و گو و مطالعه در باره ي آسيب هاي استخوان و علل به وجود آمدن آن ها ، اطلاعات جمع آوري كند.

نگرش ها

1- به مطالعه و گفت و گو در باره ي نقش اندام هاي حركتي خود علاقه مند شود.

2- در هنگام نشستن به وضعيت ستون مهره هاي خود توجه كند.

3- در مراقبت از اندام هاي حركتي خود كوشا شود.

دانستني هاي براي معلم

ماهيچه: تقريباً تمام جانوران ماهيچه دارند. آنچه به عنوان گوشت در بدن يك جانور وجود دارد، ماهيچه است. البته در قصابي ها، ماهيچه را فقط قسمت معيني از گوشت گوسفند يا گاو به شمار مي آورند. اما در اصطلاح علمي چنين نيست و همه ي قسمت هاي قرمز رنگ و گوشتي بدن ، ماهيچه است. رنگ ماهيچه ها در جانوران مختلف كمي فرق مي كند. مثلاً در گاور و گوسفند قرمز، اما در مرغ و ماهي سفيد است. علت اين وضع وجود تركيبي خاص به نام ميوگلوبين در ماهيچه هاي قرمز است.

شكل ماهيچه ها، بسته به اين كه چه كاري در بدن برعهده ي آن ها باشد و در كجاي بدن قرار گرفته باشند، فرق مي كند. مثلاً در بازو و ساق پا، ماهيچه ها دوكي شكل است. ماهيچه هاي شانه و پشت پهن اند و ماهيچه هاي واقع در اطراف چشم ها و لب ها حلقوي است.

ماهيچه ها فقط مي توانند در يك جهت حركت كنند و به اصطلاح منقبض شوند. براي برگشتن آن ها به حالت اوليه، بايد ماهيچه مخالفي وجود داشته باشد. مثلاً ماهيچه جلوي بازو، فقط ساعد را بالا مي برد. برگردان آن به جاي اول بر عهده ي ماهيچه ديگري است كه در پشت بازو قرار دارد.

ماهيچه ها از طريق انقباض (كوتاه تر شدن) عمل مي كنند. ماهيچه ، نمي تواند خود را بكشد اما ممكن است بر اثر عمل ماهيچه هاي ديگر كشيده شود هنگامي كه ماهيچه ها از دستگاه عصبي پيام هاي عصبي دريافت كنند، منقبض مي شوند. آن ها مقدار زيادي انرژي دارند كه از غذا تامين مي شود.

انسان ها سه نوع ماهيچه دارند:

- نوع اول به استخوان ها چسبيده است و براي حركت دادن به كار مي رود. اين نوع ماهيچه تنها هنگامي كه اراده كنيد عمل مي كند، به همين دليل آن را ماهيچه هاي ارادي ناميده اند. هنگامي كه بخواهيد حركت كنيد اين نوع ماهيچه اسكلت را مي كشد و آن را از محل مفصل ها خم مي كند.

- نوع دوم ماهيچه ممكن است بدون آن كه متوجه باشيد منقبض شود و به همين دليل آن را ماهيچه ي غيرارادي ناميده اند. يك نمونه ي آن ماهيچه ي دور مري است كه غذا را در طول مري پيش مي برد.

- نوع سوم ماهيچه، كه در قلب وجود دارد، ماهيچه ي قلبي ناميده مي شود و مي تواند سال ها، بدون خستگي يكسره كار كند.

استخوان: استخوان ها بافت زنده اند، به همين دليل بعد از شكسته شدن ترميم مي شوند و دوباره رشد مي كنند. استخوان به سختي برخي از انواع فوالد است اما وزنش فقط يك پنجم آن است. استخوان اسكلت محكم و سبكي مي سازند كه قسمت هاي نرم بدن به آن متصل است. استخوان از پروتئين محكمي به نام كلاژن و بلورهاي معدني سفت و بسيار ريزي كه حاوي كلسيم و فسفرند، ساخته شده اند. چنين تركيبي باعث استحكام استخوان مي شود.

در وسط بسياري از استخوان ها بافت نرمي به نام مغز استخوان وجود دارد. اين بافت حاوي رگ هايي است كه غذا و اكسيژن لازم براي استخوان را تامين مي كند. هم چنين مغزمغز استخوان محلي است كه دائماً گلبول هاي سفيد و قرمز جديد در آن ساخته مي شود. در قسمت سخت استخوان، سلول هايي قرار گرفته اند كه ماده ي اصلي استخوان را مي سازند.

اسكلت: اسكلت داربست سختي است كه بخش هاي نرم بدن جانور را نگه مي دارد. بدون اسكلت، بيش تر جانوران به اشياي سست و شلي تبديل مي شدند كه هيچ شكل معني نداشتند. اسكلت به جانوران امكان مي دهد كه بدني با شكل هاي بسيار متنوع و بخش هاي متمايز براي حركت و انجام دادن وظايف جداگانه داشته باشند. بدون اسكلت ، شنار كردن، دويدن، برداشتن چيزها و جويدن تقريباً ناممكن بود.

مفصل ها: ماهيچه ها و مفصل ها به اسكلت امكان مي دهند كه حركت هاي پيچيده اي انجام دهند. مفصل ها نقاطي براي خم شدن و لغزيدن هستند ، كه در آن ها ، استخوان چسبيده اند هر جا ماهيچه اي منقبض مي شود، استخوان ها را نسبت به هم حركت مي دهد. انواع مختلف مفصل انواع متفاوت حركت را امكان پذير مي سازد. انتهاي استخوان هايي كه در محل مفصل با هم تماس دارند، معمولاً از غضروف صيقلي و لغزاني پوشيده شده است. طوري كه استخوان ها به آساني روي هم حركت مي كنند.

شكستگي استخوان: منظور از شكستگي ، شكستن استخوان است، استخوان ها بسيار محكم اند، اما اگر ضربه  اي بخوريد يا به طرز غير طبيعي زمين بخوريد، ممكن است يكي از استخوان ها بشكند. چند نوع شكستگي وجود دارد. در برخي، سطح پوست ، پاره نمي شود. در برخي ديگر ممكن است استخوان شكسته پوسته را پاره كند و از زير پوست نمايان شود. به اين گونه شكستگي ها، شكستگي مركّب مي گويند.

قسمتي از بدن كه به شكستگي مبتلا شده بسيار دردناك است و حركت دادن آن مشكل است، ممكن است پوست دچار تغيير رنگ شود و باد كند. در صورتي كه مشكوك به وجود شكستگي هستيد، بايد به بيمارستان مراجعه كنيد. عكسي كه با پرتو ايكس گرفته مي شود، ميزان شكستگي را نشان مي دهد. اگر شكستگي ساده باشد ممكن است نيازي به درمان نداشته باشد. اما اگر سخت باشد، پزشك لبه هاي دو استخوان شكسته را به هم جفت مي كند و اندام را گچ مي گيرد تا استخوان شكسته را به هم جفت مي كند و اندام را گچ مي گيرد تا استخوان را  تا زماني كه ترميم پيدا كند، در جاي خود ثابت نگه دارد. در رفتگي هنگامي پيش مي آيد كه استخوان هاي يك مفصل از جاي طبيعي خود حركت كنند. مفصل در رفته بسيار دردناك است و نمي توان آن را به اندازه ي طبيعي حركت داد.

 


برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 10:22 بعد از ظهر | نویسنده : علی

اندام هاي حرکتی فصل دهم علوم پایه سوم ابتدایی
حرکت آرام در بی مهره ها ( به کمک ماهیچه ها و اسکلت خارجی )
انواع حرکت در جانوران
حرکت سریع در مهره داران ( به کمک ماهیچه ها و اسکلت داخلی )
اسکلت خارجی در بی مهره ها
انواع اسکلت در جانوران
اسکلت داخلی در مهره داران ( از جنس استخوان و غضروف)
ماهیچه ها
بعضی از اندام هاي بدن از ماهیچه درست شده اند. تقریبا تمام جانوران ماهیچه دارند.آنچه به عنوان گوشت در بدن یک جانور وجود دارد ماهیچه است. البته در قصابی ها ماهیچه را فقط قسمت معینی از گوشت گوسفند یا گاو به شمار می آورند. اما در اصطلاح علمی همه ي قسمت هاي قرمز رنگ و گوشتی بدن ، ماهیچه است.رنگ ماهیچه ها در جانوران مختلف کمی فرق می کند. مثلا در گاو و گوسفند قرمز ، اما در مرغ و ماهی سفید است. همه ي حرکت هاي بدن مانند پلک زدن چشم، توپ بازي ، تپش قلب و … به وسیله ي ماهیچه ها انجام می شود.


انواع ماهیچه ها
انسان ها سه نوع ماهیچه دارند:
نوع اول به استخوان ها چسبیده است و براي حرکت دادن به کار می رود این نوع ماهیچه تنها هنگامی که اراده کنیدعمل می کند به همین دلیل آن را ماهیچه هاي ارادي نامیده اند. هنگامی که بخواهید حرکت کنید این نوع ماهیچه اسکلت را می کشد و آن را از محل مفصل ها خم می کند. مثل ماهیچه هاي دست ، پا ، گردن ، فک،چشم

نوع دوم ماهیچه ممکن است بدون آن که متوجه باشید منقبض شود و در خواب هم کار خود را انجام می دهند و به همین دلیل آن را ماهیچه اي غیرارادي نامیده اند . مثل : ماهیچه هاي معده ، روده ، مري
نوع سوم ماهیچه که در قلب وجود دارد ماهیچه ي قلبی نامیده می شود و می تواند سال ها بدون خستگی یکسره کارکند.


استخوان ها
مهره داران در بدن خود اسکلتی از جنس استخوان و غضروف دارند. مهم ترین قسمت اسکلت ، ستون مهره است،
که در پشت بدن مهره داران وجود دارد. اسکلت داربست سختی است که بخش هاي نرم بدن جانور را نگه می دارد. بدون اسکلت بیش تر جانوران به اشیاي سست و شلی تبدیل می شدند که هیچ شکل معینی نداشت. اسکلت به جانوران امکان می دهد که بدنی با شکل هاي متنوع و بخش هاي متمایز براي حرکت و انجام دادن وظایف جداگانه داشته باشد.همین طور در ساختمان ها نیز براي اینکه دیوارها و سقف ساختمان ها نریزند، اسکلتی از جنس آهن درست می کنند تا دیوار ها و سقف محکم نگه داشته شوند.بدون اسکلت شنا کردن ، دویدن ، برداشتن چیزها و جویدن تقریبا غیرممکن است. استخوان ها بافت زنده اند به همین دلیل بعد از شکسته شدن ترمیم می شوند و دوباره رشد می کنند استخوان ها با هم اسکلت محکم و سبکی می سازند که قسمت هاي نرم بدن به آن متّصل است.

 

در بدن انسان اسکلت چند کار مهم انجام می دهد:
-1 اسکلت بدن را صاف و محکم نگه می دارد.
-2 اسکلت به بدن شکل می دهد.
 3- اسکلت به کمک ماهیچه ها ، باعث حرکت بدن می شود.
-4 اسکلت از اندام هاي داخلی بدن محافظت می کند.

مثلا جمجمه از مغز محافظت می کند. قفسه ي سینه از قلب و شش ها محافظت می کند. ستون مهره ها از نخاع محافظت می کند.

 

مفصل ها
ماهیچه ها و مفصل ها به اسکلت امکان می دهند که حرکت هاي پیچیده اي انجام دهد . اسکلت بدن ما یک پارچه نیست ، بلکه قطعه قطعه است و در قسمت هایی ، این قطعه ها به هم وصل شده اند. به محلی که یک استخوان به استخوان دیگر وصل می شود، مفصل می گویند. مفصل ها نقاطی براي خم شدن و لغزیدن هستند که در آن ها استخوان ها با هم تماس پیدا می کنند.
مفصل هاي بدن از نظر حرکت کردن ، به سه شکل هستند:
-1 متحرّك : این مفصل ها حرکت زیادي دارند. مثل مفصل کتف ، بازو ، زانو
-2 نیمه متحرّك : این مفصل ها حرکت کمی دارند. مثل مفصل ستون مهره
-3 ثابت: این مفصل ها حرکتی ندارند.مثل مفص جمجمه ( در جمجمه در محل اتصال استخوان ها ، هیچ حرکتی وجودندارد.)


آسیب هاي استخوان و ماهیچه
استخوان ها بسیار محکم اند، اما اگر ضربه اي بر آن ها وارد شود ، ممکن است یکی از آن ها بشکند. چند نوع
شکستگی وجود دارد. در برخی ، سطح پوست پاره نمی شود. در برخی دیگر ممکن است استخوان شکسته، پوست را پاره کند و از زیر پوست نمایان شود که به این گونه شکستگی ها شکستگی مرکّب می گویند.
قسمتی از بدن که به شکستگی مبتلا شده، بسیار دردناك بوده و حرکت دادن آن مشکل است. ممکن است پوست دچار تغییر رنگ شود و باد کند. در صورتی که مشکوك به وجود شکستگی شویم ، باید به پزشک مراجعه کنیم. عکسی که از آن قسمت گرفته می شود میزان شکستگی را نشان می دهد.اگر شکستگی سخت باشد ، پزشک دو سر استخوان هاي شکسته را به هم جفت می کند و اندام را گچ می گیرد تا استخوان ترمیم پیدا کند. در این حالت استخوان باید در جاي خود ثابت نگه داشته شود در رفتگی هنگامی پیش می آید که استخوان هاي یک مفصل از جاي طبیعی خود حرکت کنند. مفصل در رفته بسیار دردناك است و نمی توان آن را به اندازه ي طبیعی حرکت داد. گاهی به ماهیچه فشار زیادي می آید و محل اتّصال ماهیچه به استخوان پاره می شود که به آن پاره شدن ماهیچه می گویند. محل پاره شدن ماهیچه ورم می کند و کبود و دردناك می شود. اگر بدون نرمش شروع به ورزش یا فعالیت شدید کنید، دچار گرفتگی ماهیچه می شوید. اگر کار زیاد ( مثلا دوچرخه سواري طولانی یا دویدن طولانی ) انجام دهید، دچار کوفتگی ماهیچه می شوید. استخوان هاي دست و شانه چون حرکت زیاد دارند، بیش تر ممکن است از جاي خود در آیند.


بیش تر بدانید:
قوي ترین استخوان بدن ، استخوان قلم پا است این استخوان می تواند در حدود 180 کیلو گرم بار را تحمل کند.
کوچک ترین استخوان بدن استخوان رکابی در داخل گوش داخلی قرار دارد. ماهیچه هایی که بدن را به حرکت در می آورند درست زیر پوست هستند. با هر حرکت آن ها ، بدن شکل تازه اي به خود می گیرد. بیش از 640 ماهیچه ي اسکلتی در بدن وجود دارند که کارهاي گوناگونی انجام می دهند. ماهیچه ها دو به دو با هم کار می کنند.
ماهیچه هاي دو سر ، بازو را به طرف بالا می کشد. ماهیچه هاي سه سر ، بازو را به طرف پایین می کشند.
در استخوان ها رگ هاي خونی وجود دارد که غذاي استخوان را تامین می کند. هر ماهیچه با رشته هاي محکمی به نام تاندون ( زردپی ) به استخوان ها متصل است. زمانی که ماهیچه اي جمع می شود، استخوان ها را می کشد و بدن را به حرکت در می آورد.

 


برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 10:19 بعد از ظهر | نویسنده : علی

نام درس : علوم

پایه : سوم دبستان

تعداد فرا گیران : 16 نفر

موضوع درس :اندامهای حرکتی

روش تدریس : کاوش گری

زمان تدریس : 25 دقیقه

  اهداف کلی : آشنایی با اندامهای حرکتی

اهداف جزئی :

  1- انواع اندامهای حرکتی را نام ببرند

2- کاربرد استخوانها را درک نمایند

3- مفهوم مفصل را بشناسند

4- منظور از شکستگی استخوان و ماهیچه را شرح دهند

                                                                                  اهداف رفتاری :

1- بتواند کاربرد استخوان را بنویسند

2- تفاوت استخوان و ماهیچه را شرح دهند

3- نسبت به اندامهای حرکتی خود علاقه نشان دهند

4- محل استخوانها در روی بدن خود را نشان دهند

 ارزشیابی ورودی :

1- چه چیزی باعث می شود راست بایستیم؟

2- چه چیزی باعث می شود حرکت کنیم ؟

3- اگر بدنمان بدون استخوان بود چه می شد؟

 ایجادانگیزه :

دانش آموزان را به حیاط برده تا چند دقیقه دور حیاط را بدوند و از آنها می پرسیم چرا و چطور شما می دوید و

  وسایل مورد نیاز : اسکلت انسان مولاژ بدن چارت ماهیچه ها و استخوانها

 مدل کلاس :یک آزمایشگاه با میزهای مستطیلی شکل

 

ارائه درس :

ابتدا وسایل مورد نیاز را در اختیار دانش آموزان می گذاریم و از آنها می خواهیم توسط کتاب تمام قسمتها را ببیند و برای هر کدام یک شماره گذاشته و آن شماره ها را روی بدن یکی از دوستانشان نشان دهند و بعد از بحث و مباحثه مختصر توضیحی خود معلم می دهد پس به سئوالات دانش آموزانی که ایراد دارند جواب می دهیم

ارزشیابی پایانی :

در پایان این سئوالات را می پر سیم :

1- مفصل چیست ؟

2- کار استخوان چیست؟

3- کار ماهیچه ها را بنویسید؟

 ارائه تکلیف :

درمورد علت شکستگی و نحوه مراقبت آن به یک فیزیو تراپ مراجعه کرده و مطالبی را جمع آوری کرده و به کلاس بیاورند و بخوانند تا دانش آموزان دیگر استفاده کنند.

 


برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 10:17 بعد از ظهر | نویسنده : علی

بخش ده  علوم سوم ابتدایی : اندام های حرکتی

 1- حرکت بدن بر عهده ی ........... است.

 2- استخوان های بدن به کمک چه چیزی حرکت می کنند؟

 3- برای نفس کشیدن کدام ماهیچه هاحرکت می کنند؟

 4- کدام ماهیچه ها به دل خواه ما حرکت نمی کنند؟

5- چرا هنگام ساختن ساختمان، ابتدا قسمت های محکم یعنی اسکلت آن را می سازند؟

 6- استخوان های بدن در کدام قسمت های بدن به هم وصل شده اند؟

 7- اسکلت ساختمان و اسکلت بدن چه شباهتی دارند ؟

 8- مفصل را تعریف کنید؟

9- کدام یک از مفصل های بدن کمتر از بقیّه حرکت می کند ؟

 10- چه چیز هایی در سلامت استخوان ها و ماهیچه ها مؤثر هستند؟

 11- شکستگی استخوان چگونه به وجود می آید ؟

 12- شکستگی استخوان به چه شکل هایی است ؟

 13- پزشک شکستن استخوان را چگونه می فهمد؟

 14- برای حرکت نکردن محل شکستگی چه کار می کنند ؟

 15- چه زمانی ماهیچه ها واستخوان ها آسیب می بینند؟

 16- اگر به ماهیچه ها فشار زیادی بیاید چه می شود؟

 17- چرا انگشتان دست و شانه بیشتر از استخوان های دیگر از جای خود در می آیند؟

 18- چرا کج راه رفتن و کج نشستن درست نیست ؟

 

پاسخ نامه علوم سوم ابتدایی بخش ده:اندام هاي حركتي          

1- ماهيچه ها                                     

2- به كمك ماهيچه ها

3- ماهيچه هاي سينه

4- ماهيچه هاي قلب ، معده ،روده

5- چون اگر ساختمان اسكلت نداشته باشد فرو مي ريزد .

6- در سر ، دست ، پا و تنه

7- جنس هر دو سخت است ،هر دو قطعه قطعه هستند، اسكلت بدن به بدن شكل مي دهد و اسكلت ساختمان به ساختمان شكل مي دهد ،اسكلت بدن ماهيچه را نگه مي داردو اسكلت ساختمان ديوارها را نگه مي دارد.

8- به محلّي كه كه استخوان به استخوان ديگر وصل مي شود مفصل مي گويند.

9- مفصل بين مهره ها

10- غذاي مناسب ، ورزش كردن

۱۱- استخوان ها در اثر افتادن از بلندي ، تصادف با اتومبیل ، افتادن چيز هاي سنگين روي بدن پيش مي آيد.

12- به شكل شکستن و ترك برداشتن است.

13- به وسيله عكس گرفتن با دستگاه مخصوص

14- اندام شكسته شده راگچ مي گيرند ومدّتي مي بندند تا محل شكستگي خوب شود .

15- اگر بیشتر از اندازه به آن فشار بيايدآسيب مي بينند.و همچنین ورزش هاي سخت و يا افتادن ازبلندي به ماهيچه ها و استخوان هاآسيب مي رساند.

16- محل ّاتصال ماهيچه به استخوان پاره مي شود و ورم كم مي كند و گاهي سر استخوان ها آسيب مي رساند.

17- چون حركت دست وشانه از اعضاي ديگر بدن بيشتر است وفشار بيشتري بر آن ها وارد مي شود .

18- چون ممكن است در بزرگ سالي به كمر درد مبتلا شويم و يا كمري خميده پيدا كنيم.

 

 


برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : سه شنبه 27 فروردین1392 | 10:11 بعد از ظهر | نویسنده : علی

 اندام های حرکتی

حرکت بدن بر عهده ماهیچه هاست. اما ماهیچه ها برای حرکت آسان تر و تندتر باید به استخوان متصل باشند. ما کارها را با کمک ماهیچه ها انجام می دهیم. ماهیچه ها به دو دسته تقسیم می شوند. ماهیچه هایی که به دلخواه حرکت می کنند مثل ماهیچه های دست و پا و ماهیچه هایی که به دلخواه حرکت نمی کنند مانند ماهیچه های بعضی از ماهیچه ها نیز اصلاً حرکت ندارند. مانند ماهیچه هایی که در ناحیه سر قرار دارند.

  استخوان ها :

در بدن ما اسکلت وجود دارد. اسکلت بدن از تعدادی استخوان تشکیل شده است مانند استخوان های سر، دست، پا، جمجمه. اسکلت در بدن ما از اندام های دیگر بدن محافظت می کند، راست نگه داشتن به کمک اسکلت صورت می گردد و حرکت بدن به کمک ماهیچه ها سریع تر صورت می گیرد.  

  مفصل ها :

به محلی که یک استخوان دیگر وصل می شود مفصل می گویند. ما می توانیم دست و پا و انگلشتان خود را تکان دهیم زیرا هر یک از این قسمت ها چند استخوان متصل به هم دارد.  

 

  آسیب های استخوان و ماهیچه :

استخوان ها و ماهیچه ها در سلامت بدن اثر بسیاری دارند و برای محافظت از آنها باید غذای مناسب و ورزش فراموش نشود.  

  شکستگی استخوان :

استخوان ها به سبب افتادن از بلندی، تصادف با اتومبیل و یا افتادن چیزهای سنگین روی بدن می شکنند. استخوان ها گاه ترک بر می دارند و گاه می شکنند. پزشکان برای فهمیدن نوع شکستگی از دستگاه خاصی استفاده می کنند. این دستگاه از استخوان های بدن عکس می گیرد و برای جلوگیری از حرکت استخوان، آن را گچ گرفته و می بندند تا محل شکستگی پس از مدتی طولانی خوب شوند.

ماهیچه ها و استخوانها باید به اندازه معینی حرکت کنند و اگر فشار زیادی به آنها بیاید دچار آسیب شده و از حرکت می افتد. اگر به ماهیچه ها فشار زیادی بیاید محل اتصال آن به استخوان پاره شده و جایش ورم می کند. گاه نیز سر استخوان از جای خود در می آید. در این حالت نیز ممکن است محل اتصال ماهیچه به استخوان پاره شود.
 

در جای خالی کلمات مناسب بنویسید.

1- استخوان های سر از مغز محافظت می کنند.
2- اسکلت بدن از تعداد زیادی استخوان درست شده است.
3- در سینه هم دنده ها از قلب و شش ها محافظت می کنند.
4- مفصل های بدن انسان شکل های گوناگونی دارند.
5- برای نفس کشیدن ماهیچه های سینه باید حرکت کنند.
6- ماهیچه های قلب و معده و روده به دلخواه حرکت می کنند.
7- اگر بیشتر از اندازه به ماهیچه ها و استخوان فشار وارد شود، آنها آسیب می بینند.
 

به پرسش های زیر پاسخ کامل دهید.
1- شکستن استخوان چه شکلی دارد؟

استخوان ها به دو صورت می شکنند. شکستگی باز و شکستگی بسته.  

  2- ماهیچه ها برای حرکت آسان تر و تندتر، به چه چیزی باید متصل باشند؟

به کمک ماهیچه ها  

  3- چرا برای ساختن ساختمان، ابتدا قسمت های محکم یعنی اسکلت آن را می سازند؟

چون ساختمان بتواند سرپا بماند، ریزش نکند و عمر بیشتر داشته باشد.  

  4- چرا انگلشتان دست و شانه بیشتر از استخوان های دیگر از جای خود در می آیند؟

چون حرکت دست و شانه بیشتر از جاهای دیگر است و ضربه پذیری به دست و شانه بیشتر از جاهای دیگر است.  

  5- استخوان های بدن در کجاها به هم وصل شده اند؟

این استخوان ها در سر، دست، پا و تنه به هم وصل شده اند.  

  6- چرا ما می توانیم دست و پا و انگشتان خود را حرکت دهیم؟

چون هر یک از این قسمت ها چند استخوان متصل به هم دارد.  

  7- چرا اندام شکسته را گچ می گیرند؟

چون استخوان ها حرکت نکنند و خوب به هم وصل شوند.  

  8- به کدام ماهیچه ها غیر ارادی می گویند؟

ماهیچه هایی که حرکت آنها تحت اختیار ما نیست. مثل ماهیچه های قلب، معده و روده.  

  9- چه وقت ماهیچه ها ورم می کند؟

وقتی به ماهیچه ها فشار زیادی بیاید. محل اتصال آن به استخوان پاره می شود و آن محل ورم می کند.

 


برچسب‌ها: آموزش

تاريخ : یکشنبه 4 فروردین1392 | 11:38 قبل از ظهر | نویسنده : علی
دفن روزانه 2 هزار تن زباله در جنگل هاي شمال
جنگل‌هاي شمال كشور نه‌تنها تاكنون به دليل سودجويي برخي افراد از تخريب و دستبرد در امان نمانده بلكه حتي انتخاب جنگل به عنوان جايگاه زباله‌هاي شهري نيز به گفته كارشناسان خسارات جبران‌ناپذيري را بر پيكره اين منابع وارد كرده است.

دفن روزانه 2 هزار تن زباله در جنگل هاي شمال

جنگل‌هاي شمال كشور نه‌تنها تاكنون به دليل سودجويي برخي افراد از تخريب و دستبرد در امان نمانده بلكه حتي انتخاب جنگل به عنوان جايگاه زباله‌هاي شهري نيز به گفته كارشناسان خسارات جبران‌ناپذيري را بر پيكره اين منابع وارد كرده است.

به گزارش ايرنا، جمعيت 8 ميليون نفري و رو به افزايش استان‌هاي گيلان ، مازندران و گلستان و ورود انبوه گردشگران به اين مناطق از يك طرف و كمبود زمين و فاصله كم دريا و جنگل از طرف ديگر، ساماندهي امور شهري، از جمله دفع بهداشتي زباله را به يكي از مشكلات بغرنج اين استان‌ها تبديل كرده است.

طبق آمار رسمي هم‌اكنون 42 واحد بزرگ دفع زباله به وسعت 300 هكتار در جنگل‌هاي شمال وجود دارد كه روزانه به طور متوسط حدود 2000 تن زباله در آن انباشته مي‌شود. از اين 42 واحد دفع زباله، 28 مركز در جنگل و ‎11 مركز در مناطق تالابي و 3 مركز در مرتع قرار دارد. اين مراكز دفع زباله در واقع قطعه زمين‌هاي بزرگي است كه دور آن، ديوار كشيده شده است و زباله‌ها در آن ريخته و با لودر و بولدوزر جابه‌جا مي‌شود.

دربرخي كشورها زباله‌ها را در معادن متروكه زغال‌سنگ در زيرزمين دفن مي‌كنند ولي آنچه در شمال كشور رخ مي‌دهد، دفع زباله در بالاي كوه و وسط جنگل است.

از طرف ديگر ساخت كارخانه‌هاي كمپوست و زباله‌سوزي نيز كند پيش مي‌رود و بعيد به نظر مي‌رسد معضل انباشت زباله در جنگل به اين زودي حل شود.

به گفته كارشناسان محيط‌زيست، نفوذ شيرابه‌هاي ناشي از زباله به سفره‌هاي آب زيرزميني كه آب آشاميدني شهروندان را تأمين مي‌كند، خطرناك‌تر از فاضلاب است.

يك خاك‌‌شناس درباره تاثير نفود شيرابه زباله در خاك جنگل بيان كرد: بعضي درختان مثل ممرز خيلي حساس‌هستند و سريع خشك مي‌شوند به همين دليل در محل‌هاي انباشت زباله، درختان ممرز خشك شده به وفور ديده مي‌شود ولي بلوط تا حدي مقاوم است.

توفيق احمدي تاكيد ‌كرد: شيرابه زباله اغلب ميزان اسيديته خاك را تغيير مي‌دهد كه شدت آن بستگي به نوع زباله دارد و روي ميكرو ارگانيسم‌هاي خاك نيز تاثير منفي مي‌گذارد.

وي با ذكر اين‌كه يكي از عوارض انباشت زباله در جنگل، افزايش جمعيت حشرات و بروز آلودگي در محيط زيست است، گفت: جانوراني نظير گوزن، آهو و شغال ممكن است از زباله تغذيه كنند كه نتيجه آن تجمع مواد سمي در كبد جانور است و در نتيجه، احتمال دارد جانوران نادر در خطر انقراض قرار گيرند.

در استان مازندران روزانه بيش از 753 هزار ليتر شيرابه توليدي ناشي از زباله‌ها بوجود مي‌آيد. در استان گيلان نيز به ازاي هر تن زباله تر 500 ليتر شيرابه توليد مي‌شود كه با احتساب توليد روزانه بيش از 900 تن زباله در روستاهاي اين استان و 1500 تن زباله در شهرها مي‌توان تصور كرد كه چه خطري محيط‌‌زيست را تهديد مي‌كند.

حسين عمويي، سرپرست اداره حفاظت محيط‌زيست نوشهر و چالوس مي‌گويد: وضعيت دفع زباله اين منطقه در حالت بحران قرار دارد و در اين دو شهرستان روزانه 100 تن زباله به محل‌هاي انباشت منتقل مي‌شود.

وي با تاكيد بر اين‌كه پيشرفت صنعت باعث افزايش توليد زباله شده است، ادامه ‌داد: زماني بود كه در روستاها زباله توليد نمي‌شد يا اگر توليد مي‌شد به مصرف دام و طيور مي‌رسيد ولي اكنون روستاييان نيز از توليدكنندگان زباله‌ محسوب مي‌شوند.

سرپرست اداره حفاظت محيط‌زيست نوشهر و چالوس يادآور ‌شد: هم‌اكنون حدود 70 درصد زباله‌ها را ظروف يك بار مصرف تشكيل مي‌دهد و لازم است ظروف يك بار مصرف بتدريج حذف و به جاي آن از ظروف بازيافت‌پذير و ساخته شده از الياف گياهي استفاده شود.

محمدعلي هدايتي، مديركل سابق دفتر جنگلكاري و پارك‌هاي جنگلي سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخيزداري كشور ‌هم گفت: نخستين گام براي نجات جنگل ها از زباله آن است كه پاكسازي انجام شود و شيشه ، فلز و پلاستيك از آن خارج گردد.

وي يادآور ‌شد: اگر آسيب‌ديدگي خاك جنگل زياد نباشد از گونه‌هاي معمولي درخت مانند توسكا و افرا مي‌توان در محل دفن زباله استفاده كرد و نمونه موفق آن در ساري با درخت توسكا انجام شد ولي اگر نتوانستيم از اين گونه‌ها استفاده كنيم و خشك شدند بايد درختان سوزني‌برگ كاشته شود. هدايتي تصريح ‌كرد: در بعضي از مناطق كه عمليات احيا انجام شده فقط سرو نقره‌اي كه گونه‌اي سوزني‌برگ و مقاوم است توان رويش پيدا كرده است.


منبع: شمال نيوز

برچسب‌ها: فارسی سوم

تاريخ : یکشنبه 4 فروردین1392 | 11:36 قبل از ظهر | نویسنده : علی

بی شک درخت و درختکاری و طبیعت سرسبز از نگاه قرآن و سخنان اهل بیت علیهم السلام از جایگاه ممتازی برخوردار است. در قرآن کریم، حیات مجدد طبیعت بعد از مرگ ظاهری از نعمت های الهی و نشانه های خداوند برای اهل ایمان شمرده شده و یا به عنوان مثالی برای برپایی قیامت و معاد از آن یاد شده است.

در احادیث آمده است که اگر کسی درختی را آب بدهد، انگار مؤمن تشنه ای را آب داده است. آب دادن به درخت، مثل آب دادن به مؤمن است. در حدیث دیگری وارد شده است که: «إِنْ قَامَتِ السَّاعَهُ وَ فِی یدِ أَحَدِکمُ الْفَسِیلَهُ فَإِنِ اسْتَطَاعَ أَنْ لَا تَقُومَ السَّاعَهُ حَتَّی یغْرِسَهَا فَلْیغْرِسْهَا؛ که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: اگر قیامت به پا شد، اگر در آن زمان یک درخت در دست داری، همان را بنشان»(مستدرک الوسائل/ ج 13/ ص 460) یعنی در خطرناک ترین ایام دست از کشاورزی برندار. خیلی مهم است، قیامت این گونه توصیف شده است که زمین چنان تکان می خورد که کوه کنده می شود و بیرون می آید، کوه ها چنان قطعه قطعه می شوند و به هم می خورند تا بالاخره مثل شن می شوند. زمین چنان تکان می خورد که مغز زمین که داغ است بر پهنای اقیانوس ها می خورد و آنها را به جوش می آید. این صحنه چنان صحنه ی خطرناکی است که هر کسی هرچه دارد رها می کند و فرار می کند، ماه گرفته می شود، ستاره ها به هم می ریزند. اصلًا نظام هستی به هم می ریزد؛ در این اوضاع باز اگر نهالی در دست داری آن را بنشان. این نوع بیان اشاره به اهمیت درخت و درختکاری و ایجاد فضای سبز دارد.

نظر به اهمیت درخت و نقش آن در سلامت طبیعت، در کشور ما یکی از روزهای سال به عنوان روز درختکاری نامگذاری شده است، که در آن مردم تشویق به کاشتن نهال می شوند. این روز در کشورهای مختلفی نیز گرامی داشته می شود.

رهبر معظم انقلاب همه ساله در این ایام خود شخصا به کاشت درخت اقدام می کنند و معمولا بر ضرورت این مسأله و اهمیت و نقش آن در آبادانی کشور و نشاط و شادابی جامعه تأکید می کنند. در سال جاری نیز رهبر معظم انقلاب علاوه بر این اقدام خدا پسندانه، ضمن بیاناتی نسبت به تخریب منابع طبیعی در کشور، نگاهی گلایه آمیز داشتند و به ضرورت توجه مسئولین مربوطه به این امر توجه دادند. در ادامه برخی از فرمایشات ایشان در این خصوص گزینش شده که ملاحظه می گردد.

درختان نباید قطع شوند

گلایه ای که از مسئولان مرتبط با موضوع درخت و درختکاری وجود دارد، این است که گاهی صدها درخت در جاهایی که نباید قطع بشوند، قطع می شوند.

علاوه بر غصب زمین های اطراف شهرها و آبادی ها و از بین رفتن پوشش گیاهی، توسط برخی افراد سودجو که سبزی این مناطق را به سیمان و ساختمان های بلند مرتبه تبدیل می کنند، مجموعه ی جنگل های کشور نیز در معرض تهدید قرار دارد.

از بین رفتن محیط سبز اطراف شهرها، بخصوص جنگل ها، مشکلات متعدد بشری را به دنبال دارد که همه مسئولین مرتبط با موضوع در دولت، مجلس، قوه قضائیه و شهرداری ها باید برای جلوگیری از پیشرفت این حرکت غلط، اقدام جدی بعمل آورند.[1]

گیاه پایه اساسی وجود

گیاه یک پایه ی اساسی وجود است؛ ولی متأسفانه ما گیاه و درخت را با این چشم نگاه نمی کنیم. از این روست که مراتع تخریب می شوند، جنگل ها تخریب می شوند و درخت ها و باغ ها در محیط های شهری - حتی در محیط های غیر شهری، احیانا به توهم منافع موهوم - از بین می روند.[2]

اگر گیاه نباشد، انسان نیست. اگر گیاه نباشد، حیوان نیست. با توجه به چرخه ی پیچیده ی طبیعت و تأثیر متقابل آب و هوا و خاک و درخت بر روی یکدیگر، اگر گیاه نباشد هوا هم نیست.[3]

روز درختکاری

درخت، مظهر حیات در طبیعتی است که ما آن را با نگاه عامیانه، بی جان می پنداریم.[4]

بنده هر سال در چنین روزهایی شخصاً درخت می کارم و این کار مخصوص امسال نیست. ولی امسال، تعمداً انتخاب کردم که این درختکاری و احترام به گیاه و تجلیل از منطق نگاهبانی از منابع طبیعی و فضای سبز، در ملأ عام انجام گیرد؛ چون احساس می کنم حقیقتا کشور به این قضیه به طور جدی نیازمند است.[5]

روز درختکاری روزی پر برکت

روز درختکاری که در کشور معمول و باب شده، یکی از روزهای پربرکت در جمهوری اسلامی است؛ چون درخت و گیاه برای کشور، برای زندگی، برای مردم، برای تنفس، یک امر ضروری است. متأسفانه در طول سالهای متمادی، به مسئله‌ی درخت بی‌اعتنائی شده. البته حالا خوشبختانه مردم و مسئولین به درخت و به محیط زیست توجه نشان میدهند، لیکن به نظر میرسد که هرچه بیشتر بایستی در این زمینه کار کرد. به نظر من خود مردم هم مؤثرترین و مهم ترین بخش از این کار را بر عهده دارند: حفظ جنگل ها، حفظ مرتع ها، حفظ زمین های حاصلخیز و حفظ باغات.

خب، حالا ما مثلاً یکی دو تا درخت می کاریم، مردم هم در سطح شهر و در سطح کشور مبالغ زیادی درخت می کارند؛ اما باید مراقب باشیم که درخت هایی را که موجود است، حفظ کنیم؛ یکی از کارهای مهم این است. انسان متأسفانه گاهی می‌ بیند که به آنچه داریم، بی ‌توجهی می شود؛ درخت ها را قطع می کنند، باغ ها را خراب می کنند. ان‌ شاء الله بایستی این مسائل مورد توجه قرار بگیرد. امیدواریم که سبزه و گیاه و نشاط و رویش در کشور ما و بین مردم ما روزافزون باشد.[6]

درختکاری یک سنت پسندیده

سنت درختکاری، خیلی سنت خوبی است. کار ما که درخت می کاریم، یک کار نمادین است. ما یک درخت می کاریم، معنایش این است که جوان ها که چندین برابرِ نیروی یک آدم پا به سن گذاشته ‌ای مثل ما در آنها وجود دارد و نشاط بیشتری دارند، تعداد بیشتری درخت بکارند و مردم عزیز کشورمان عادت کنند به سنت ایجاد این وسیله‌ ی حیات. درخت و گیاه، مظهر حیات و زندگی است؛ خودش هم زنده و زندگی‌ بخش است و فضا را برای انسان و حیوان، فضای قابل زیستی می کند. توجه به گیاه، فقط مسأله ‌ی تأمین خوراک نیست؛ بلکه تأمین فضای حیاتی برای انسان است. بنابراین گیاه خیلی مهم است.

خوب، حالا فرض بفرمایید که از این طرف یک درخت ما بکاریم، چندین درخت دیگری بکارد، هزاران درخت مردم بکارند؛ این کار بسیار خوبی است، اما در مقابل آن اگر چنانچه موجودی گیاه کشور، موجودی درخت کشور - که یک ثروت عظیم باستانی است که برای ما مانده - مورد تطاول قرار بگیرد، این خسارت است. مراتع ما، جنگل های ما، ذخائر عظیم حیاتی ما هستند. از جنگل باید کشور برای همه چیزش بهره ببرد. جنگل واقعاً یک منبع حیاتیِ بزرگ و تجدیدپذیر است. اگر چنانچه عاقلانه و درست از مرتع و جنگل استفاده بشود، هیچ وقت تمام نمی شود. این مثل نفت نیست که یک روز هست، یک روز تمام می شود؛ مثل معدن طلا نیست که یک روز هست، یک روز هم تمام می شود؛ این همیشه هست. اگر ما با منابع گیاهی کشور - یعنی همین جنگل هایمان، همین مراتعمان - و به تبع آن، بوستان های شهری و اینها که در درجه‌ی دوم اهمیت است، درست و عاقلانه برخورد کنیم، اینها همیشه باقی می ماند.

متأسفانه سال هاست که اینجور نیست؛ یعنی افرادی که اهل سوء استفاده اند، از جنگل های ما، از مراتع ما سوء استفاده کردند و تصرف کردند، تعرض کردند، غصب کردند.

آن چیزی که من می خواهم تأکید کنم، هم به وزارت کشاورزی و منابع طبیعی، هم به محیط زیست، و هم به همه ‌ی کسانی که دست‌ اندرکار هستند، این است که مراقبت کنید این دائره‌ی غصب و تصرفِ نابجا و غلط توسعه پیدا نکند و جلویش گرفته شود. متصرفین را قطع ید کنید. هم خبرهای زیادی می رسد، هم انسان خودش مشاهده می کند - تا آنجائی که حالا انسان در رفت و آمدها، در سفرها فرصت پیدا می کند از نزدیک ببیند؛ یا کسانی که از نزدیک دیدند و مورد وثوقند، می ‌آیند اطلاع می دهند - متأسفانه با تعرض به جنگل ها و تعرض به مراتع، به کشور و به مردم کشور ظلم شده است. زمین های مراتع را در جاهای مختلف، بخصوص در نزدیکی شهرهای بزرگ، مورد تعرض قرار دادند و ضایع کردند؛ جلوی این را باید بگیرید؛ و الّا ما اینجا یک دانه درخت بکاریم، دو تا درخت بکاریم، یا مثلاً هزاران درخت در سطح کشور کاشته بشود، اما معادل آن، درخت هایی که عمرهای طولانی دارند و می توانند بمانند و می توانند منشأ استفاده قرار بگیرند - و از جنگل چقدر استفاده‌ های چوبی میشود کرد، در حالی که جنگل هم مطلقاً تکان نخورد و مورد نقص قرار نگیرد - از بین بروند؛ این کار به نتیجه نمی رسد. این کارِ خیلی سودآوری نیست که انسان از این طرف درست کند، از آن طرف چیزهای اصلی را از دست بدهد؛ این را خیلی باید مراقبت کنید. درختکاری درسی است برای ما، که درخت موجود را قدر بدانیم. این درخت، یک درخت کم‌عمرِ کوچکی است چیز کم اهمیتی است، تأثیری هم ندارد؛ امروز هست، ممکن است فردا نباشد؛ اما آن درختی که صد سال، دویست سال عمر دارد، و این درخت های مجموعه‌ ی عظیم جنگل ها که با ارزشند، اینها را بایستی ما نگه ‌داریم و نگذاریم به اینها تعرض بشود.[7]

[1] بیانات بعد از مراسم درختکاری، 15/12/1391.

[2] بیانات در دیدار وزیر و مسؤولان جهاد سازندگی در هفته‌ی منابع طبیعی 14/12/1377.

[3] همان.

[4] همان

[5] همان.

[6] بیانات بعد از مراسم درختکاری، 15 / 12 / 1390.

[7] بیانات بعد از مراسم درختکاری، 18 / 12 / 1388.


برچسب‌ها: فارسی سوم

تاريخ : یکشنبه 4 فروردین1392 | 11:33 قبل از ظهر | نویسنده : علی

تاثیر جنگل زدایی و چرای مراتع بر خاک

باارزش ترین منبع محیط زیست در ایران و تقریبا جهان به غیر از دو سه نقطه، خاک است. خاک سرمنشاء حیات است. حدود ۳۰ سانتیمتر از خاک که به آن خاک زنده و جاندار می گویند دارای عناصر، ترکیبات، موادغذایی و موجودات زنده است .هر سانتیمتر مکعب ازخاک ۴۰۰ سال طول می کشد به طور متوسط از سنگ خارا تبدیل به خاک کشاورزی شود. ازطرفی ما سالا نه در ایران ۴۸ تن از این خاک باارزش را در هر هکتار از دست می دهیم. این رقم در اروپا ۱۲ تن در هکتار و در آمریکا ۴ تن درهکتار است.
جنگلها و مراتع با پوشش گیاهی خود نقش زیادی در حفظ خاک و نگهداری آن دارند و هرجا که این پوشش گیاهی مطلوب باشد فرسایش خاک به وسیله باد و آب کمتر اتفاق می افتد و از طرف دیگر گیاهان باعث می¬شوند به مرور زمان سنگها تجزیه شده و به خاک تبدیل شوند و خود نیز حاصلخیزی خاک را افزایش دهند.بزرگ ترین عامل از بین رفتن و فرسایش خاک در ایران جنگل زدایی، یعنی از بین رفتن جنگل ها است. سالا نه چهار درصد از سطح جنگل های شمال (جنگل های هیرکانی) از بین می رود. به این ترتیب در طول ۳۰ سال گذشته نیمی از جنگل های شمال را که قدمتی حدود ۳٫۵ میلیون سال دارند و به دوران چهارم زمین شناسی بازمی گردند از دست داده ایم .
خاک یکی از عناصر مهم تشکیل دهنده اکوسیستم های مرتعی است که منبع غذایی و رطوبت برای گیاهان مرتعی می باشد.معمولا برداشت پوشش گیاهی توسط دام باعث کاهش ورود بقایای گیاهی به خاک و نتیجتا عناصر غذایی آن می شود.علف خواران یک جزء جدایی ناپذیر در مراتع هستند که از راه های گوناگون (لگد کوبی – مصرف-دفع فضولات – توزیع مجدد – خروج) روی جریان مواد غذایی اثر می گذارد. چرای مفرط مراتع از جمله فعالیتهایی است که باعث کاهش تولید گیاهی و تخریب و بیابانی شدن خاک میگردد. . با افزایش شدت چرا از کربن، نیتروژن و ماده آلی خاک کاسته می شود.چرای بیش از حد با ایجاد تغییرات منفی در عناصر غذایی خاک، پایداری اکوسیستم مرتعی را به خطر می اندازد. وقتی پوشش گیاهی یک ناحیه در اثر چرای تعداد زیادی دام از بین می رود ، ذرات خاک به آسانی به وسیله باد و آب پراکنده می شود و خاک کافی و مناسب برای رشد گیاهان مختلف وجود نخواهد داشت.

جنگل زدایی و خاک:
اثرات جنگل زدایی بر اقلیم اساساً به دلیل تغییر کاربری اراضی، تغییر پوشش گیاهی زمین، سوزاندن و قطع یکسره جنگلهاست که منجر به انتشارات جوی، عدم تعادل کربن در جو و خاک، فرسایش آبی و بادی می شود.. فعالیتهای کشاورزی و دامپروری بر پوشش گیاهی سطح زمین استرس وارد می کند بنابراین ممکن است عامل افزایش آلبدو در سطح باشد. کاهش پوشش گیاهی دراثر آتشسوزی و قطع یکسره باعث قرار گرفتن خاک در معرض بلایای طبیعی شده و افزایش دما و فشردگی خاک و در نهایت منجر به کاهش محتوای آب در خاک و کاهش قابلیت نفوذپذیری خاک می گردد و خاک به شدت ضعیف شده و نسبت به فرسایش آبی و بادی حساس می شود. معمولاً دمای بالا و بارندگی کم در مناطق خشک منجر به فقر موادآلی در خاک و سرعت بخشیدن به اکسیداسیون می گردد. کم بودن مواد آلی منجر به دانه بندی ضعیف خاک و عدم پایداری دانه بندی خاک می شود به این ترتیب خاک در مقابل فرسایش آبی و بادی مقاومت نخواهد داشت.. میزان جنگل زدایی ۶/۱۴ میلیون هکتار درسال با میزان توسعه جنگلهای طبیعی و جنگلکاریها به اندازه ۲/۵ میلیون هکتار در سال قابل مقایسه نیست.
جنگل از دیدگاه عامیانه فضایی سبز و خرم برای گشت و گذار درطبیعت و از نظر اقتصادی منبعی برای تامین فراورده های چوبی است.
تعریف جنگل:
فائو جدیدترین تعریفی که در سال ۲۰۰۰ برای جنگل ارائه کرده است به شرح زیر است:
• هر ناحیه ای که دارای جنگلهای طبیعی و مصنوعی با شرایط زیر باشد در تعریف جنگل قرار می گیرد.
• میزان تاج پوشش آن در واحد سطح بیشتر از ۱۰ درصد و مساحت آن بیشتر از نیم هکتار باشد.
• درختان قادر باشند به ارتفاع حداقل ۵ متر برسند.طبق این تعریف درختانی که هنوز به رشد نهایی خود نرسیده و می توانند رشد کنند به طوری که به ۱۰% تاج پوشش و ۵ متر ارتفاع برسند جزو جنگل محسوب می شوند.
• جنگل های احداث شده در اراضی کشاورزی و جنگل کاری های ایجاد شده برای تولید الوار و جنگل های بلوط چوب پنبه ای نیزجزو جنگل می باشند.جنگل های ایجاد شده به روش اگروفارستری در این تعریف قرار نمی گیرند.
تعریف جنگل زدایی: تبد یل جنگل به سایر کاربری ها یا کاهش تاج پوشش درختان به زیر آستانه ۱۰% در واحد سطح را جنگل زدایی می گویند.


اهمیت جنگل ها و مراتع:
۱-کنترل آبهای سطحی و تغذیه آبهای زیرزمینی
۲-مبارزه با آلودگی هوا
۳- تاثیر جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک:عمل فرسایش بیشتر به وسیله آب و باد صورت می گیرد.جنگل به کمک شاخ و برگ درختان از سرعت باد می کاهد و با ریشه گیاهان خاک را حفظ می کند و مانع ایجاد فرسایش می شود. جنگل به دلایل زیر از فرسایش خاک یعنی شسته شدن خاک بویژه در دامنههای تند جلوگیری میکند:

۱-سرعت جریان آب در سطح خاک جنگل کمتر است.
۲-چون مقدار آبی که در خاک جنگل نفوذ میکند بیشتر است، پس مقدار آبی که در سطح خاک جریان مییابد،کمتراست.
۳-ریشه های درختان ، بوتهها و گیاهان کوچک بویژه ریشههای سطحی ، ذرات خاک را به یکدیگر پیوستگی داده و از لغزش آنها جلوگیری میکند.
۴- جلوگیری از سر و صدای محیط
۵ به عنوان تفرجگاه برای انسان
۶- تعدیل آب و هوای یک منطقه
۷- تلطیف هوا
۸- جلوگیری از وقوع بهمن
۹- جلوگیری از رانش زمین
۱۰- نقش اقتصادی جنگل
۱۱- استفاده از محصولات جنگل ها در تولید مواد دارویی و صنعتی

تاثیر جنگل ها و مراتع در مبارزه با فرسایش و حفظ و تولید خاک:
عمل فرسایش بیشتر بوسیله آب و باد صورت می گیرد. بادهای مداوم در اثر ایجاد اختلالاتی در زندگی گیاه و تبخیر رطوبت زمین که منجر به خشکی بیش از حد خاک می گردند، سبب می شوند که تجدید حیات نباتات متوقف و یا به کندی صورت گیرد و با کم شدن پوشش گیاهی عمل فرسایش آغاز شود. اگر انسان هم با بهره برداری بی رویه از بین رفتن گیاهان را ناخواسته تسریع نماید آنگاه مراکز مهم کشاورزی و صنعتی و مسکونی در معرض تهدید قرار می‌گیرند.
جنگل به کمک شاخ و برگ درختان، از سرعت باد می کاهد و با ریشه گیاهان، خاک را حفظ می کند و مانع ایجاد فرسایش می شود. بعلت آرام بودن هوای داخل جنگل تبخیر بسیار ناچیز بوده و خطر خشک شدن خاک که از شرایط مهم آغاز فرسایش است از بین می‌رود. نزولات آسمانی در مناطق فاقد گیاه در روی زمین به صورت هرز آبهای سیل آسا جاری می شوند و چون مقاومتی در برآبر خود نمی بینند ذرات ریز و درشت خاک را حمل می کنند و بتدریج در مسیر خود و یا در پشت سدها و دریاچه‌ها رسوب می دهند، گاهی سبب طغیان رودخانه‌ها می گردند و خسارات جانبی و مالی زیادی بار می‌آوردند. در مناطقی که پوشش گیاهی وجود دارد، هنگام بارندگی قطرات باران به علت انرژی که در مسیر خود و همچنین تاثیر قوه جاذبه زمین کسب می کنند و می توانند موجب متلاشی شدن ذرات خاک و جآبجایی آن شوند در اثر برخورد به شاخ و برگ گیاهان به ذرات بسیار ریز تبدیل گشته و به آهستگی روی خاک می رسند. از طرفی بقایای نباتی کف جنگل و مراتع همچون اسفنجی آب حاصل از بارندگی را د رخود جذب نموده و به آهستگی روی خاک رها می کند و بدینوسیله خطر شتشوی خاک از بین رفته و خاک حفظ می شود. در مورد نقش‌ پوشش‌ سطح‌ خاک‌ در کاهش‌ ضربه‌ قطرات‌ باران‌ آزمایشی‌ توسط‌ یکی‌ ازمتخصصین‌ مربوطه‌ (Hadson) در دو قطعه‌ زمین‌ انجام‌ گرفته‌ است‌. در این‌ آزمایش‌ آبتدا علفهای‌موجود زمین‌ با دست‌ کنده‌ شده‌ و سپس‌ زمین‌ به‌ دو قطعه‌ مساوی‌ تقسیم‌ شده‌ است‌. روی‌ یکی‌ ازقطعات‌ دو لایه‌ تور سیمی‌ ریز بافت‌ قرار داده‌ شد قطرات‌ باران‌ در اثر برخورد با آن‌ شکسته‌ شده‌ وبه‌ صورت‌ قطرات‌ بسیار ریزی‌ درآمد (شکسته‌ شدن‌ قطرات‌ عیناً توسط‌ شاخه‌ و برگ‌ پوشش‌گیاهی‌ هم‌ صورت‌ می‌گیرد) خاک‌ از دست‌ رفته‌ از این‌ دو قطعه‌ (قطعه‌ پوشیده‌ شده‌ با تور سیمی‌ وقطعه‌ لخت‌) در طول‌ ۱۰ سال‌ اندازه‌گیری‌ شد. نتایج‌ بدست‌ آمده‌ از ۱۰ سال‌ آزمایش‌ نشان‌ دادکه‌ خاک‌ از بین‌ رفته‌ از قطعه‌ لخت‌ بیش‌ از ۱۰۰ برآبر خاک‌ فرسایش یافته از قطعه‌ پوشش‌دار می‌باشد.
گذشته‌ از این‌ فرسایش‌ خاک‌ در منطقه‌ جنگلی‌ با فرسایش‌ خاک‌ در مناطق‌ دیگر تفاوت‌ دارد اگرچه‌ هر دو بلایی‌ است‌ که‌ بر خاک‌ وارد می‌شود ولی‌ خاکهای‌ مناطق‌ جنگلی‌ بسیار حاصلخیزتر ازمناطق‌ دیگر است‌ با فرسایش‌ خاک‌ مواد حاصلخیزی‌ که‌ طی‌ سالیان‌ متمادی‌ در خاک‌ ذخیره‌شده‌اند از دست‌ می‌رود. در تحقیقات‌ انجام‌ شده‌ در یکی‌ از ایالت‌های‌ آمریکا (New Hampshire) ثآبت‌ شده‌ است‌ که‌ پس‌ از بریدن‌ درختان‌ یک‌ جنگل‌، جریان‌ آب‌ حاصل‌از بارندگی‌ در عرض‌ دو سال‌ در هر هکتار ۹۵ کیلوگرم‌ ازت‌ نیتراتی‌ و ۸۹ کیلوگرم‌ کلسیم‌ را از بین‌برده‌ است‌ در حالیکه‌ در یک‌ جنگل‌ دست‌ نخورده‌ میزان‌ ازت‌ نه‌ تنها از بین‌ نرفته‌ بلکه‌ در هر هکتار۲ کیلوگرم‌ نیز به‌ میزان‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. این‌ مقدار ازت‌ از باران‌ دریافت‌ شده‌ است‌. همچنین‌کلسیم‌ از بین‌ رفته‌ بسیار کم‌ بوده‌ و مقدار آن‌ ۷ کیلوگرم‌ در هکتار بوده‌ است‌.


اثرات اقتصادی جنگل زدایی:
ما درختان جنگلی را قطع و آنها را به مرتع تبدیل می کنیم و بعد به خصوص در مناطق شیبدار که همه جنگل های ما هم در مناطق شیبدار هستند بعد از مدتی این مرتع را به زمین کشاورزی تبدیل می کنیم و طبیعی است که زمین کشاورزی کود لا زم دارد، بنابراین بعد از گذشت دو سه سال هزینه تهیه کود به حدی زیاد است که محصول از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نیست و بعد در نهایت زمین به شنزار تبدیل می شود. به عنوان مثال منطقه ارسباران جنگل ها در ظرف چهار، پنج سال تبدیل به شنزار شده و به کل از بین رفته و به علت بارش، خاکش هم شسته شده است. به همین دلیل است که در تبریز در فصل بارندگی در داخل جوی ها آب قهوه ای رنگی راه می افتد. آب قهوه ای رنگ یعنی آبی که خاک در آن است و پر واضح است که جای این خاک با ارزش که آن بالا بایستی تولید محصولا ت کشاورزی و تولید جنگل کند، داخل جوی نیست.


برچسب‌ها: فارسی سوم

تاريخ : یکشنبه 4 فروردین1392 | 11:21 قبل از ظهر | نویسنده : علی

می‌گویند در این بیست سالی که آمده و رفته است 50‌ درصد جنگل‌های  تکه‌تکه شده و داخل بخاری‌های مردم جنگل‌نشین سوخته است. درختان  سال‌هاست نقش هیزم را بازی می‌کنند و مردمی که درختان رامی‌سوزانند نه‌به‌بقای جنگل که به گرم شدن دست‌ها و پاهای یخزده‌شان در سرمای بیست و چند درجه زیر صفر  فکر می‌کنند. مردم بومی سوخت کافی ندارند، کپسول‌های گاز گران است و به موقع نمی‌رسد، نفت هم همین طور پس می‌ماند چوب جنگل که در دسترس است. مردم بومی خیلی فقیرند، اگر جنگل نباشد آنها هم نیستند اما آنها برای این‌که باشند جنگل را از بین می‌برند بدون این‌که بدانند اگر جنگل نباشد آنها هم نیستند؛ ولی وقتی راهی غیر از این نیست می‌توان کار دیگری کرد؟

.

گرد و غبار در غرب ایران نشانه ای روشن از کویری شدن

جنگل گرفتار دام مازاد هم هست، دام‌های جنگل‌نشین‌ها در جنگل پرسه می‌زنند چون آنجا غذای مجانی هست ولی دام‌ها بوته‌ها و درختچه‌ها و پوشش گیاهی کف جنگل را می‌جوند و اوضاع را از آنی که هست بدتر می‌کنند؛ اما چاره‌ای جز این نیز نیست نه می‌شود دام‌ها را به زور اخراج کرد و نه بومی‌ها پولی دارند که برای دام‌ها علوفه بخرند. در این میان خشکسالی هم باد به خرمن نابسامانی‌ها زده است. آمارهای رسمی سازمان جنگل‌ها، مراتع و آبخیزداری کشور می‌گوید تاکنون 200 هزار اصله درخت جنگل به خاطر خشکسالی از بین رفته اما وقتی کارشناسان خارج از این سازمان آمار می‌دهند رقم یک میلیون و 200 هزار اصله را بیشتر می‌پسندند.

جنگل‌ها سال‌هاست در جبهه دیگری نیز می‌جنگند. نزدیک به یک دهه است که ریزگردهای عربی وقتی از بیابان‌های رها شده کشورهای همسایه بلند می‌شوند به کام درختان جنگل فرو می‌روند و راه‌های هوایی‌شان را می‌بندند و فتوسنتز را متوقف می‌کنند؛ این تعریف علمی ماجراست اما حقیقت این است: درختان جنگل خفه شده‌اند. آنهایی هم که پابرجا مانده‌اند و هنوز به سبزی می‌زنند دیگر رمقی ندارند، آنها تمام توانشان را برای جذب ریزگردها گذاشته‌اند اما معلوم نیست تا کی می‌توانند دوام بیاورند.

نابودی جنگل‌ها شوخی نیست اگر درختان جنگل بمیرند و 6 میلیون هکتار زمینی که همان درختان نیم بند را نگه داشته‌اند خالی از درخت شوند سنجاب‌ها هم می‌میرند مثل بقیه پرندگان و مثل منابع آب شیرینی که به وجود پوشش گیاهی جنگل وابسته‌اند اما این اتفاق در حال رخ دادن است مگر این‌که جانی تازه به کالبد این جنگل‌های مخروبه دمیده شود.


برچسب‌ها: فارسی سوم

تاريخ : یکشنبه 4 فروردین1392 | 10:59 قبل از ظهر | نویسنده : علی

وای اگر جنگل بميرد!

 مركز پژوهش‌هاي مجلس:
تنها برنامه براي بهره‌برداري از جنگل‌ها، نزديك كردن درخت به پول است
سالانه 400هزار هكتار از اراضي حاصل‌خيز دستخوش فرسايش مي‌شود

مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي با انتشار گزارشي نسبت به تبعات ناشي از نابودي جنگل‌ها و مراتع كشور هشدار داد و بروز برخي حوادث طبيعي نظير تكرار سيل‌هاي استان گلستان را نتيجه از بين رفتن جنگل‌هاي اين منطقه دانست.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، دفتر مطالعات زيربنايي اين مركز در پاسخ به درخواست يكي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي با تهيه گزارشي از وضعيت جنگل‌ها و مراتع كشور اعلام كرد: سيل منطقه گلستان كه در سال‌هاي اخير همه ساله تكرار شده است به عقيده اغلب كارشناسان نشانه بي‌تدبيري و كارشكني است، زيرا تحقيقات گسترده به عمل آمده نشان مي‌دهد كه در سال‌هاي گذشته هيچ بارش بيش از حدي در اين منطقه وجود نداشته و كارشناسان با مقايسه روند بارش‌ها دريافته‌اند كه اين ميزان بارش بيش هزاران سال است كه در اين منطقه به همين شكل وجود داشته، اما از بين رفتن جنگل‌هاي گلستان باعث بروز سيل‌هاي خانمان برانداز شده است.

اين گزارش خاطرنشان مي‌كند كه تخريب گسترده پوشش گياهي جنگل‌ها عمدتا توسط شركت‌هايي صورت مي‌گيرد كه به دولت حق بهره‌برداري مي‌پردازند، اما اين حق بهره‌برداري كه مثلا در سال گذشته (حدودا) 300ميليون تومان بوده تنها در مقياس يك سيل بسيار كوچك، معادل پنج ميليارد تومان خسارت و صدمه به كشور وارد مي‌كند.

در اين گزارش ارزش هر اصله درخت به لحاظ اكوتوريستي (جلب توريست و طبيعت گرد) بيش از 100 دلار ذكر و يادآوري شده است: سياست دولت به ويژه نگاهي كه در سازمان جنگل‌ها و مراتع درباره جنگل وجود دارد، يك نگاه اقتصادي است و براي خود درخت يا حيوانات جنگلي ارزشي قائل نمي‌شوند، و تنها برنامه‌اي كه براي بهره‌برداري از جنگل وجود دارد اين است كه درخت به پول نزديك شود.

در اين گزارش ضمن انتقاد از بي‌تدبيري سازمان جنگل‌ها و مراتع تصريح شده كه شركت‌هاي بزرگ برخوردار از رانت از هرگونه تصميم‌گيري در حوزه صنعت چوب و كاغذ كه به نفع آنان نباشد، جلوگيري مي‌كنند.

دفتر مطالعات زيربنايي مركز پژوهش‌ها هم‌چنين با اشاره به سير صعودي تعداد آتش‌سوزي جنگل‌ها و مراتع كشور طي سال‌هاي 1371 تا 1382، به نقل از كارشناسان متذكر شد كه سازمان جنگل‌ها بايد از زير مجموعه «سازمان جنگل‌ها و مراتع» خارج و به سازمان محيط زيست ملحق شود و در همين حال امور آبخيزداري نيز بايد زير نظر وزارت نيرو قرار گيرد.

در اين گزارش هم‌چنين با اشاره به روند تخريب مراتع كه حدود يك درصد در سال برآورده شده آمده است: اين تخريب سبب فرسايش خاك، كاهش توان توليدي پوشش‌هاي طبيعي مراتع و كاهش سطح اراضي قابل استفاده براي توليد محصولات كشاورزي (گياهي و دارويي) شده است.

اين مركز تعداد و تنوع گياهي در ايران را بيش از كل قاره اروپا ذكر كرده و افزوده است: سالانه وسعتي بالغ بر 400 هزار هكتار از اراضي حاصلخيز كشور دستخوش فرسايش مي‌شود.

آخرين گزارش جهاني از وضعيت نابودي جنگلها در ايران
سالانه ‌١٢٥هزارهكتار از جنگل‌هاي كشور نابود مي‌شود
نابودي جنگل‌هاي خزري هر سال ‌٢/٧ ميليارد ريال خسارت زده است

بانك جهاني در جديدترين گزارش خود از وضعيت نابودي جنگلها در ايران اعلام كرد: خسارات ناشي از قطع درختان جنگلي و نابودي جنگل‌هاي خزري سالانه 906 ميليون دلار امريكا برابر با 7 ميليارد و 212 ميليون ريال و 8/0 درصد از توليد ناخالص داخلي است.

به گزارش سرويس «محيط زيست» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، طبيعت متنوع موجب شده است كه ايران داراي جنگل‌هاي ناهمگون اما متنوعي باشد، اين اقليم از آب و هواهاي مرطوب، نيمه‌مرطوب تا نيمه‌خشك و خشك تشكيل و اين امر موجب توسعه تنوع‌زيستي گرانبها و مناطق حفاظت شده ارزشمندي شده است.

به طور كلي 5 منطقه جنگل مشخص و مجزا در ايران شناخته شده است كه شامل «جنگل‌هاي خزري»، «جنگل‌هاي ارسباران»، «جنگل‌هاي زاگرس»، «جنگل‌هاي توراني» و «پوشش‌هاي گياهي خليج فارس» است.

بر اساس گزارش بانك جهاني، ميانگين سالانه نابودي «جنگل‌هاي خزري» در ايران سالانه 45 هزار هكتار معادل 4/2 درصد از كل مساحت جنگل‌هاي اين ناحيه و 3/0 درصد از مساحت كل جنگل‌هاي كشور است.

از سوي ديگر ميانگين سالانه نابودي «جنگل‌هاي زاگرس» 54 هزار هكتار معادل 1/1 درصد از مساحت جنگل‌هاي اين منطقه و 4/0 درصد از مساحت كل جنگل‌هاي كشور را تشكيل مي‌دهد.

به گزارش ايسنا، همچنين سالانه 27 هزار هكتار از جنگل‌هاي «ايراني ـــ توراني» معادل 8/0 درصد از كل مساحت جنگل‌هاي اين منطقه و 2/0 درصد از كل مساحت جنگل‌هاي كشور نابود مي‌شوند كه در مجموع بدون احتساب جنگل‌هاي «ارسباران» و «خليج‌عماني» سالانه 125 هزار هكتار از جنگل‌هاي كشور نابود مي‌شوند كه اين رقم معادل يك درصد از كل جنگل‌هاي كشور است.



تاريخ : یکشنبه 4 فروردین1392 | 10:42 قبل از ظهر | نویسنده : علی

املا- درس نوزدهم - اگر جنگل نباشد

خدایا تورا دارم ، چه دارم
اگر جنگل نباشد
حالا از کوه به ................. می رویم، دامنه ها را پشت .......... می گذاریم.
این جا جنگل است؛ با درختان .................. و انبوه شاخه ها و برگ هایی که گاه ......................عبور تابش خورشید می شوند.
جنگل، وسیع و ................. صدای آرام نسیم در همه جای جنگل .............. می شود. گاه نیز .............. و زوزه ی جانوران سکوت و ............. جنگل را می شکند.
اگر روزی با هواپیما از ............ جنگل بگذری، فرشی سبز، زیبا و................ می بینی که گاه صدها ................. از زمین را پوشانده است. در این جنگل ها چه ...........     نمی دانم. شاید پلنگی بر شاخه ی درخت در ................ است. شاید میمون های ............. بر شاخه ها مشغول بازی باشند. شاید فیل ها و ............ مشغول آب تنی در رودخانه ای باشند که از جنگل می گذرد. شاید هم در .............. جنگل، خانواده هایی سرگرم .............. و استراحت باشند. اگر ................ نبود چه می شد؟ شاید بگویید معلوم است دیگر میز و ..............، تخت خواب ............. کمد، در و پنجره، .............، خانه های جنگلی، قایق و .............. و هزاران وسیله ی دیگر نبود. امّا این ها استفاده های ............ از جنگل است. اگر جنگل نباشد، ............. مورد نیاز انسان فراهم نمی شود و مّوادّ .......... هوا از بین نمی رود.
اگر جنگل نباشد خاک با .............. شسته می شود و از بین می رود. بادهای تندی که می وزند و ممکن است همه چیز را ............ کنند.
اگر جنگل نباشد یکی از بهترین ............... استراحت و گردش از انسان گرفته می شود.
باید جنگل ها را .................. کنیم و مراقب باشیم که درختان از بین نرود. اگر از جنگل .............. نکنیم، شاید در آینده دیگر نتوانیم داستان هایی بخوانیم که به این ..............آغاز می شوند: یکی بود یکی نبود. غیر از خدا ............... نبود. روزی و روزگاری در یک جنگل زیبا و دور ...... . 
                                                             

کلمات هم معنی - درس نوزدهم - اگر جنگل نباشد .                   

 کیلومتر = هر هزار متر برابر است با یک کیلومتر                                                         

 بازیگوش=  کسی که همیشه به فکر بازی و تفریح باشد                                           

 کرگدن= پستانداری بزرگ و علف خوار

   انبوه = زیاد

  موادّسمّی= ماده ای خطرناک کشته است                                           

  دامنه = پایین کوه

 تنومند = قوی                      

 مانع = سد 

 تابش = تابیدن

نسیم= باد ملایم

 مستقیم= راست                                              

 غرّش = غرّییدن  

 زوزه = ناله سگ یا گرگ

تفریح = گردش کردن 

 مراقب =  نگه داری                               

معلوم = آشکار ، دانسته

 مواظبت =  نگه داری                            

 ویران = خراب  

 داستان = قصه

  آغاز = شروع 

 حفظ = نگه داری

 


برچسب‌ها: فارسی سوم

تاريخ : شنبه 26 اسفند1391 | 7:3 قبل از ظهر | نویسنده : علی

جریانهای  دریایی

مقدمه

آب دریا ، دائما در حرکت بوده و این حرکت در بعضی از نقاط ، افقی و در برخی دیگر عمقی و رو به پایین و در بعضی دیگر رو به بالا است. نرخ و آهنگ حرکت ، در نقاط مختلف متفاوت می‌باشد. اما تخمین زده شده است که مخلوط شدن کامل آب تمام اقیانوسها ، در هر 2000 سال یکبار صورت می‌پذیرد. جریانهای اقیانوسی ، بر اثر جزر و مد ، اختلاف چگالی آب دریا در نقاط مختلف و سیستم بادهای زمین ، بوجود می‌آیند.


 

جریانهای جزر و مدی

نیروهای جاذبی که بین خورشید ، ماه و زمین عمل می‌کنند، آب اقیانوسهای زمین را به حرکت در آورده و باعث ایجاد جریانهای جزر و مدی می‌شوند. اگر شرایط محلی مناسب باشد، سرعت این جریانها حتی ممکن است به چندین کیلومتر در ساعت برسد. طی جزر و مدهای شدید در سیمور ناروز ، که بین جزیره وان کوور و سرزمین اصلی بریتیش کلمبیا قرار دارد، سرعتهایی معادل 20 کیلومتر د رساعت نیز ثبت شده است. جریانهای جزر و مدی دارای نصف این سرعت ، جریانهای عادی به شمار می‌آیند.

جریانهای جزر و مدی نزدیک ساحل ، غالبا به وسیله آرایش توپوگرافیک ساحل و نقاط نزدیک به آن ، محدود شده و از جریانهای جزر و مدی میانه اقیانوس ، قوی‌تر می‌باشند. جریانهای نزدیک ساحل ، با وجود محدودیت حرکتی خود ، معکوس می‌شوند. بدین ترتیب که هنگام مد به طرف خشکی و هنگام جزر به طرف دریا جریان می‌یابند. در وسط آب اقیانوس ، جریانها بسیار ضعیف‌تر بوده و سرعت آنها عموما از یک کیلومتر در ساعت تجاوز نمی‌کند. این جریانها در نیمکره شمالی ، دارای حرکتی دورانی در جهت حرکت عقربه ساعت هستند.

 

جریانهای ثقلی

چگالی آب دریا ، همزمان با تغییرات میزان شوری ، دما و مقدار مواد معلق ، از نقطه‌ای به نقطه دیگر تغییر می‌کند. این تغییرات ثقلی ، باعث حرکت آب دریا می‌شوند. بدین ترتیب که آب دارای شوری بالا ، سنگین‌تر از آب دارای شوری پایین بوده و به زیر آن فرو می‌رود. آب سرد و سنگین نیز به زیر آب گرمتر و سبک‌تر و آب گل آلود سنگین نیز به یزر آب صاف و سبک فرو می‌رود.

آبی که از میان تنگه جبل‌الطارق جریان می‌یابد، نمایانگر ثقلی است که بر اثر اختلاف در شوری ، پدید آمده‌اند. بدین ترتیب که دو جریان که یکی در بالای دیگری قرار دارد، در دو جهت مخالف بین دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس جاری هستند. چگونگی پدید آمدن این جریانها بدین قرار است: دریای مدیترانه که در یک کمربند اقلیمی گرم و خشک قرار دارد، سالانه از طریق تبخیر ، 1،5 متر آب از دست می‌دهد. در نتیجه آب شورتر و سنگین‌تر مدیترانه ، در امتداد کف تنگه به طرف بیرون حرکت کرده و به زیر آب کم نمک‌تر و سبک‌تر اطلس فرو می‌رود و همزمان با این رخداد ، آب سطحی و سبک‌تر اطلس وارد حوضه مدیترانه می‌شود.

علت اصلی چرخش آب در بیشترین بخش از مناطق عمیق اقیانوس ، وجود اختلاف دما است. برای نمونه بر اثر این‌گونه تغییرات ، آبی که از مناطق سرد قطب شمال و جنوب منشا می‌گیرد، به آرامی به سمت محیطهای گرمتر نزدیک استوا می‌خزد. آب سرد و نسبتا سنگین قطب شمال ، در نزدیکی گرینلند در آتلانتیک شمالی ، به زیر فرو رفته و می‌توان آن را تا خود را استوا و حتی در ورای آن تا 60 درجه جنوبی ، دنبال کرد.


جریانهای سطحی اصلی

حرکات اصلی آب در نزدیکی سطح اقیانوس ، در جریانهایی مانند گلف استریم ، جریان ژاپنی و جریانهای استوایی ، رخ می‌دهد. این جریانهای عظیم ، بر اثر عوامل مختلفی بوجود می‌آیند که عبارتند از:


  • جریان بادهای غالب

  • چرخش زمین

  • تغییر در چگالی آب دریا
  • شکل حوضه اقیانوسی

جریانهای استوایی ، در دو طرف خط استوا قرار داشته و تقریبا در جهت غرب حرکت می‌کنند. این جریانها ، انرژی خود را از بادهایی بسامان بدست می‌آورند که دائما در جهت شمال شرقی در نیمکره شمالی و جنوب شرقی در نیمکره جنوبی در حال ورزیدن به سمت استوا هستند. جهت غربی این جریانها را می‌توان از روی اثر کوریولیس توضیح داد. چرخش زمین ، باعث می‌شود که اشیا در حال حرکت ، در نیمکره شمالی به راست و در نیمکره جنوبی به چپ انحراف یابند.

هنگامی که آب ناشی از بادهای بسامان ، به سمت استوا در حرکت می‌باشد، در نیمکره شمالی به سمت راست (به سمت غرب) و در نیمکره جنوبی به چپ (باز هم به سمت غرب) انحراف می‌یابد. در نتیجه این وضعیت ، جریانهای استوایی شمال و جنوب پدید می‌آیند. با نزدیک شدن این جریانها به آمریکای جنوبی ، یکی به سمت شمال و دیگری به سمت جنوب منحرف می‌شود. علت اصلی این انحراف ، شکل و قالب حوضه‌های اقیانوسی است. با این وجود ، اثر کوریولیس و سطحی اندکی بالاتر اقیانوسها در استوا ، در محلی که بارش از جاهای دیگر بیشتر است، به این امر کمک می‌کند.


جريانات سطحی surface Currents

سيستم بادهای غالب در يک منطقه نيروئی در سطح آبهای اقيانوسها ايجاد می کند که آنها را بحرکت در آورده و جريانهای سطحی را ايجاد می کنند . باد نيروی محرک بنيادی اين حرکت است ، اما جهت کنونی جريانها متاثر از تاثير Coriolis و نيز پيچش در اطراف قطعات وسيع خشکيها ميباشد. جريانات سطحی اصلی در شکل 15-16 مشاهده می شود و نشان ميدهد که توده های آب ميتوانند در مسافات طولانی حرکت کنند. گرچه اين جريانات متعلق به اعماق کم اقيانوسها ميباشند اما بعضی از جريانهای سطحی ممکن است تا عمق 2 يا 3 هزار متری کشيده شوند .اهميت اين جريانها برای انسان با يکی از بهترين مثالهای آنها يعنی جريان معروف گلف ستريم Gulf Stream نشان داده ميشود. آبهای سطحی اقيانوس اطلس شمالی بوسيله بادهای شمال شرقی بطرف جنوب يعنی بطرف نواحی استوائی حرکت ميکنند، اما سپس بطرف شمال پيچيده شده و در امتداد ساحل شرقی آمريکای شمالی بصورت جريان جريان گلف يا Gulf Stream  حرکت ميکند . بدين ترتيب آبهای گرم استوائی بطرف عرض های جغرافيائی متوسط حرکت ميکنند. اين آبهای معتدل گرم موجب تعديل آب و هوای مکانهائی مانند ايسلند Iceland و جزاير بريتانيا ميگردند.

 

جريانهای عمقی Deep Current

در حاليکه جريانات سطحی اساسا" حرکات و جابجائی های افقی آب هستند . عده ای ديگر از جريانات اقيانوسی شامل حرکات عمودی پر اهميت ميباشند که بنام جريانات عميق Deep Current ناميده ميشوند. اين جريانات به سبب اختلاف وزن مخصوص آب ايجاد ميشوند. عوامل کنترل کننده وزن مخصوص يعنی گرما ، درجه شوری و تيرگی آب اشکال مختلفی از جريانات عمقی مربوط به وزن مخصوص ايجاد ميکنند.

 

جريانهای گرم و سرد Hot and cold Currents

آب سرد نواحی قطبی به سبب سنگينی به پائين فور ميرود و در امتداد کف بستر بطرف نواحی گرمتر استوائی جريان می يابد. مثلا" آب سنگين نواحی قطب شمال در نزديکی گرينلند در اقيانوس اطلس شمالی بطرف پائين ميرود و از آنجا در اعماق پائينی بطرف استوا و حتی تا 60

جه جنوب استوا کشيده ميشود. اين آب بنام North Atlantic Deep Water (NADw) يا آب عميق اتلانتيک شمالی نمايده ميشود. آب سردتر و سنگين تر قطب جنوب که بنام آب بستر قطب جنوب (ABW) Antrctic Bottom Water ناميده ميشود.

در ديوار قطب جنوب پائين رفته به کف بستر ميرسد و از آنجا بطرف شمال حرکت کرده و به زير آب عميق اتلانتيک شمالی فرو ميرود.

 

جريانهای شوری  Saline Currents

اختلاف وزن مخصوص بين آبهای با درجه شوری بالا و آبهای عادی دريائی موجب ايجاد جريانهای عمقی ناشی از سنگينی ميگردد. اين نوع جريان ، گردش آب دريای مديترانه را کنترل ميکند دريای مديترانه در نواحی نيمه خشک قرار گرفته است و تبخير در اين دريا موجب ميشود که شوری و در نتيجه سنگينی آن از اقيانوس اطلس بيشتر باشد . در تنگه جبل الطارق که دو پيکره آب با يکديگر مرتبطند آب سبک اقيانوس اطلس با شوری نرمال در مديترانه جريان می يابد و به اقيانوس اتلانتيک ميرود. اين آب قبل از اينکه در اتلانتيک پراکنده و منتشر شود تا عمق 1000 متری در اين اقيانوس نفوذ ميکند. با اين گردش آب دريای مديترانه در مدت 75 سال کاملا" تعويض ميشود.

 

جريانهای تيرگی و گل آلود Turbidity Currents

آبهای تيره و گل آلود سنگين تراز آبهای صاف و شفاف هستند و بنابر اين در زير آنها فرو ميروند . مکانيسم توربيدتی باين ترتيب است که هر گاه جريان مايعی با غلظت زياد و دارای مواد معلق وارد محيط رقيق تر شود، در کف بستر جريان می يابد و اگر به مانعی برنخورد بحرکت خود ادامه ميدهد و اگر به ديواره بستر برخورد کند بالا آمده و از طرف ديگر ظاهر ميشود. جريانهای توربيدتی مکانيسم های پر اهميتی برای حمل مواد از حاشيه های قاره به اعماق زياد می باشند.

توپوگرافی بستر دريا  Sea-Floor Topography

مطالعات PDR بستر اقيانوسها نشان ميدهد که اين بسترها در بعضی مناطق کاملا" ناهموار و در بعضی مناطق کاملا" هموار هستند. جزاير اقيانوسی و پشته های ميان اقيانوسی در کف اقيانوسها برخاسته هستند در حاليکه ژرفنا ها تا اعماق بسيار زيادتر از عمق متوسط درياها کشيده شده اند. حداکثر برآمدگی در کف اقيانوس يعنی فاصله بين بلند ترين و پست ترين نقاط بيشتر از اين فاصله در برآمدگی قاره ها ميباشد. اگر قله اورست با 8848 متر ارتفاع که بلندترين کوه در قاره ها هست درگودترين پرفنای اقيانوسی با 11515 متر عمق قرار بگيرد قله آن به سطح دريا نميرسد.

 

فلاتهای قاره ای Continental Shelves

هرکدام از قاره ها بوسيله يک فلات قاره Continental Shelf احاطه شده است که سطحی است با شيب ملايم و از ساحل به طرف دريا کشيده شده است . فلاتهای قاره دارای شيب بسيار ملايمی هستند که عموما" حدود يک متر در پانصد متر ميباشد به عبارت ديگر شيب يا گراديان آن Gradient يک پانصدم است . فلات قاره در محل شکست اين شيب که با افزايش ناگهانی شيب مشخص می شود خاتمه می يابد . فلاتهای قاره کم عمق ترين بخشهای اقيانوسها هستند که عمق آنها در محل نرسيده به شيب قاره از 35 تا 240 متر متغير است.

عرض فلاتهای قاره نيز وسعا" متغير است در مناطقی که از نظر تکنونيکی Tectonic فعالند مانند جنوب کاليفرنيا فلات قاره ممکن است به وسيله گسلها به رديفهائی از حوزه های کشيده تقسيم شود. به سبب اينکه فلاتهای قاره کم عمق ترين بخشهای حوزه های اقيانوسی هستند در طی يخبندان پلئستوسن Pleistocene در معرض شديد ترين تغييرات سطح آب قرار گرفتند. هنگاميکه يخچالهای قاره ای در پلئستوسن به حداکثر گسترش رسيده اند سطح آب ممکن است 100 متر پائين تر از سطح کنونی آن بوده است. خط ساحل اغلب فلاتهای قاره بسيار عقب تر بوده است ، و بسياری از آنچه که اکنون زير آب است در خارج از آب قرار داشته .


برچسب‌ها: علوم تجربی سوم

تاريخ : شنبه 26 اسفند1391 | 6:56 قبل از ظهر | نویسنده : علی

دریا درمانی

کاهش فشار عضلانی، افزایش جریان خون، دفع اسیدلاکتیک، کاهش تورم مفاصل و اعضاء متورم و کاستن از درد و سفتی مفصل.
حال ممکن است سئوال شود پس مزیت دریا درمانی نسبت به آب درمانی و هیدروتراپی چیست. اولاً آب دریا چگالتر و دارای دانسیته بیشتری می باشد و بدین وسیله شرایط بی وزنی را آسانتر و بهتر فراهم می نماید و از این طریق اعضایی که انجام حرکت برای آنها در هوا ممکن نیست این امکان را در آب دریا فراهم و ممکن می شود، علاوه بر این نشستن بیمار در ساحل و استنشاق هوا و یا افشانه ندربایی و نیز مشاهده افق، زیبائیهای دریا، شنیدن صدای امواج و لذت از تجلیات خدا بیمار را به وجد می آورد. گردش در ساحل دریا و قدم زدن در آب دریا ماهیچه های او را تقویت و نیرومند می سازد.
هنگام شنا کردن در دریا، امواج آب بیمار را به بالا و پائین برده او را می غلتاند. او را می چرخاند که مجموعه این حرکات همراه با حرکت مفاصل باعث ترشح اندورفین شده و مریض را به وجد آورده و در او احساس شعف و لذت ایجاد می نماید که خود انگیزه ای برای فعالیت تحرک بوده و او را به پویایی بیشتر ترغیب می نماید.


از آنجا که سردی آب دریا و گاهی وزش شدید باد بیماری را بدتر و درد را افزایش می دهد عملاً دریا درمانی به جز دوران بسیار کوتاهی و نیز در مناطق حاره امکان پذیر نمی باشد از طرف دیگر آب دریا باید از نظر درجه حرارت مساوی درجه حرارت بدن بوده یعنی 37 درجه سانتیگراد باشد و حتی کاهی برای بعضی از بیماران باید 40 تا 42 درجه باشد، لذا کشورهای اروپایی برای اینکه دریا درمانی را در تمام فصول سال تعمیم دهند بوسیله لوله های مخصوص آب دریا را دور ازشان و از عمق دریا که عاری از میکروب و آلودگی است منتقل کرده و آنگاه آنرا در استخرهای ویژه انباشته، گرم نموده و با ساختن اتاقهای مخصوص و گرم خانه های ویژه برای خشک نمودن بیمار (به وسیله اشعه ماوراء بنفش و غیره) و با عنایت به تمام نکات ایمنی و پزشکی دریا درمانی را انجام می دهند


برچسب‌ها: علوم تجربی سوم

تاريخ : شنبه 26 اسفند1391 | 6:50 قبل از ظهر | نویسنده : علی

دریا در يك نگاه

در فرآيند اين درس دانش آموزان با درياها آشنا مي شوند و از طريق مشاهده ي تصاوير، گفت و گو و انجام فعاليت هاي عملي در باره ي آن اطلاعات جمع آوري مي كنند. 

مهارت ها ، دانستني ها

1- با مشاهده ي كره ي جغرافيايي ، وسعت خشكي ها و آب هاي روي زمني را مقايسه كند.

2- با مشاهده ي كره ي جغرافيايي، بزرگي درياها و اقيانوس ها را مقايسه كند.

3- از طريق جمع آوري اطلاعات به فرآيند شوري آب دريا پي ببرد.

4- از طريق جمع آوري اطلاعات به نقش باد در پديد آوردن امواج پي ببرد.

5- با استفاده از منابع مناسب،‌ اطلاعاتي در مورد كف درياها به دست آورد.

6- از طريق مطالعه و گفت و گو، در مورد استفاده هاي گوناگون از دريا اطلاعاتي جمع آوري كند.

7- با انجام آزمايشي، چگونگي شيرين كردن آب دريا را نشان دهد.

8- در مورد اهميت حفاظت از درياها و جلوگيري از آلودگي آن ها اطلاعاتي جمع آوري نمايد.

9- از طريق گفت و گو با افراد گروه، براي جلوگيري از آلودگي رودخانه ها و درياها راه حل ارائه دهد. 

نگرش ها

1- به مطالعه در مورد درياها و اقيانوس ها علاقه مند شود.

2- به اهميت پاكيزگي درياها پي ببرد.

3- در قبال حفظ محيط زيست و جلوگيري از آلودگي درياها احساس مسئوليت كند.

دانستني هاي دریاها:

فضانورداني كه براي اولين بار زمين را از فضا مشاهده كردند، نام «سياره ي آبي» را نيز به ديگر نام هاي زمين افزودند. رنگ آبي زمين از فضا، ناشي از آبي است كه بيش از 70 درصد سطح زمين را مي پوشاند. حدود 60درصد از نيمكره ي شمالي و 81 درصد از نيمكره ي جنوبي پوشيده از آب است.

در واقع سطح زمين اقيانوس عظيمي است، با جزيره هاي بزرگ به صورت قاره هايي كه در آن پراكنده اند. اين اقيانوس عظيم بيش از 97درصد حجم آب هاي زمين را در خود جاي داده است. اقيانوس ها و درياها در تنظيم آب و هواي زمين، ‌تامين اكسيژن، مواد معدني، غذا و حمل و نقل و ... براي ساكنان زمين داراي اهميت فراوان است.

تقريباً تمام عناصر پوسته ي زمين ، هرچند به مقدار ناچيز، در آب اقيانوس ها يافت مي شوند. مثلاً در آب اقيانوس ها حتي طلا نيز وجود دارد، ولي غلظت آن در آب اقيانوس ها چنان كم است كه هزينه ي استخراج آن بيش از ارزش خود طلا خواهد بود. اما مواد ديگري مثل نمك طعام ، برم كه در عكاسي مورد استفاده قرار مي گيرد و منيزيم (فلزي سبك كه در بدنه ي هواپيما كاربرد دارد) را مي توان از آب دريا استخراج كرد. فلز قلع را هم از لجن هاي مناطق كم عمق به دست مي آورند.

در حال حاضر رودخانه و آب هاي زيرزميني همه ساله مقادير زيادي از املاح مختلف به صورت محلول وارد آب دريا مي كنند و بر غلظت آن مي افزايند. نمك هاي موجود در آب رودخانه ها و آب هاي زيرزميني از انحلال مواد قابل حل سنگ هاي مسير جريان حاصل مي شود.

آتشفشان هاي فعال خشكي ها و زير درياها منبع ديگري براي افزايش املاح محلول دريا هستند. انحلال مواد قابل حل موجود در بستر و ساحل دريا نيز از عوامل موثر در شوري دراي محسوب مي شوند.

اگر يك كيلوگرم از آب اقيانوس ها تبخير شود به طور متوسط حدود5/34 گرم نمك هاي مختلف به جاي مي ماند. مقدار نمك هاي محلول در يك كيلوگرم آب دريا را «درجه شوري» گويند. درجه شوري در مناطق مختلف تا حدودي تغيير مي كند. در مناطقي كه ميزان تبخير بالاست (مانند خليج فارس) تا 40 گرم هم مي رسد. در عوض، مناطقي كه تبخير كم است يا مقدار باران زياد است، (مانند آب هاي نزديك قطب هاي) درجه شوري كم است.

فراوان ترين نمك موجود در آب درياها كلريدسديم (نمك خوراكي ) استو اين نمك به تنهايي بيش از سه چهارم جرم نمك هاي آب اقيانوس ها را تشكيل مي دهد.

گازها هم مانند مواد جامد در آب دريا يافت مي شوند و در اين ميان اكسيژن و دي اكسيد كربن مهم تر از بقيه اند. وجود اين گازها براي جانداران ساكن آب اهميت بسيار دارد. تمام جانوران ساكن دريا بايد تنفس كنند، بنابراين به اكسيژن نياز دارند. گياهان سبز و ذره بيني فراوان موجود در سطح آب درياها براي غذاسازي به دي اكسيد كربن نيازمندند. اين گياهان با جذب دي اكسيد كربن، مقداري اكسيژن آزاد مي كنند. بنابراين درياها مقداري از اكسيژن مورد نياز جانداران دريايي را فراهم مي كنند.

آب اقيانوس ها و درياها دائماً در حال حركت است. اين حركت علل مختلفي دارد كه از ميان آن ها مي توان اثر باد، نيروي جاذبه ي خورشيد و ماه ، تفاوت چگالي آب و گردش كره ي زمين را نام برد.

از حركات مختلف آب دريا، موج بيش از بقيه قابل مشاهده است. مهم ترين عامل ايجاد موج،‌باد است، ولي عوامل ديگري از قبيل زمين لرزه و جزر و مدّ نيز موج توليد مي كنند. جانداراني كه در عمق آب ها هستند، حركات موج را حس نمي كنند.

امواج را بايد از نيرومندترين عوامل فرسايش دانست، مخصوصاً در سواحل سنگي كه عمق آب در كناره ها زياد است تمام نيروي موج در اولين نقطه برخورد جمع مي شود. امواج دريا باعث پراكنده شدن شن، سنگريزه و گل هاي رسي روي ساحل مي شوند و سنگ هاي بزرگ را به قطعات كوچك تر تقسيم مي كنند. اين قطعات نيز ضمن حركات متوالي، كم كم بدون زاويه و داراي سطح صاف مي شوند. اين مواد، به عمل تخريبي امواج كمك مي كنند، زيرا آب، آن ها را به سنگ هاي ديگر مي كوبد. با اين عمل خود آن ها نيز خردتر و به ماسه تبديل مي شوند. نفوذ آب در سواحل سنگي سبب هوازدگي فيزيكي و شيميايي سنگ ها شده و تخريب آن ها را سرعت مي بخشد.

تا چند دهه قبل اطلاعات زيادي از پستي و بلندي هاي اقيانوس ها در دست نبود. در گذشته ، براي اندازه گيري عمق اقيانوس ها از ريسمان و وزنه استفاده مي شد كه كاري بس سخت و خسته كننده بود و به همين جهت اطلاعات كمي از اين راه به دست مي آمد. اما از اواسط قرن بيستم ميلادي با استفاده از دستگاه هايي كه زمان رفت و برگشت امواج صوتي را از سطح تا كف دريا به آساني تعيين مي كرد، دانشمندان توانستند، عمق آب اقيانوس ها را در هر نقطه به آساني و به سرعت اندازه گيري كنند. به اين ترتيب نقشه ي پستي و بلندي هاي بستر اقيانوس ها تهيه شد.

اكتشاف در بيش تر درياها و كشف اسرار آن ابتدا به وسيله ي غواصان انجام مي گرفت. لباس هاي سنگين و كلاه هاي آهني و قطور،‌اين غواصان را از فشارهاي زياد آب محافظت مي كرد. امروزه با آن كه لوازم غواصي بسيار سبك و پيشرفته شده اند، باز هم نمي توان از غواصان براي رفتن به عمق زياد (حداكثر 50 متر) و مدت زمان طولاني (بيش تر از چند دقيقه ) استفاده كرد زيرا فشار زياد آب سبب مرگ انسان مي شود.

امروزه به كمك زيردريايي هاي كوچك بدون سرنشين يا سرنشين دار، مجهز به دوربين هاي عكسبرداري و وسايل نمونه گيري،‌ توانسته اند به عميق ترين مناطق اقيانوس ها سفر كنند.

حيات در اقيانوس ها بستگي به نور، غذا، فشار و غلظت نمك ها دارد. بنابراين بيش ترين جانداران در نقاطي قرار دارند كه مقدار نور و غذا زياد و فشار كم باشد. مناطق ساحلي و نزديك به ساحل به علت شرايط مساعد ، داراي بيش ترين و متنوع ترين جلوه هاي حيات است. هر چه عمق آب زياد شود مقدار نور كاهش مي يابد و فشار زياد مي شود. در اين نقاط تعداد معدودي جاندار زندگي مي كنند كه با اين شرايط سخت خود را سازگار كرده اند.

جايي كه آب شيرين رود و آب شور دريا با هم برخورد كنند، از سرعت حركت آب كاسته مي شود و طبعاً امكان حمل بيش تر مواد فراهم نيست و دانه هاي درشت تر رسوبات زودتر ته نشين مي شوند. اصولاً موادي كه به دريا مي رسند به ترتيب وزن و درشيت ذره در مناطق كم عمق دريا و مجاور سواحل يعني فلات قاره رسوب مي كنند. البته همه ي مواد همراه آب رودخانه در فلات قاره ته نشين نمي شوند و مقداري از مواد سبك وزن،‌توسط جريان هاي دريايي به مناطق عميق تر دريا هم برده مي شوند.

90 درصد فرآيند فتوسنتز در سطح زمين به وسيله ي جلبك ها انجام مي گيرد. اين وظيفه به ويژه به عهده ي جلبك هاي كوچك  تك سلولي شناور در لايه ي سطحي آب درياها است.

اين جلبك ها را نوزادان جانوران  ميگوهايي مي خورند كه خود خوراك ماهي ها و جانوران بزرگ تر مي شوند. در كشورهاي جنوب شرقي آسيا جلبك ها مصرف غذايي دارند.

جلبك ها مصارف صنعتي هم دارند، آن ها در تهيه ي آگار (ماده اي كه براي سفت كردن محيط كشت باكتري ها در آزمايشگاه ها مصرف مي شود)، بستني، خمير دندان، مواد آرايشي و دارويي ، عكاسي و رنگ هاي محلول در آب كاربرد دارند.

بعضي از جلبك ها حاوي پروتئين زيادي (حدود 44 درصد) هستند و مي توانند منبع غذايي مناسبي براي نسل هاي آينده باشند. به همين مناسبت، پرورش آن در محيط هاي كشت مصنوعي مورد بررسي است. البته هنوز اين كار هزينه ي زيادي برمي دارد و به صرفه نيست.


برچسب‌ها: علوم تجربی سوم

تاريخ : شنبه 26 اسفند1391 | 6:34 قبل از ظهر | نویسنده : علی

دریای مرده چه دریایی است؟

دریای مرده

« دریای مرده » یا « بحرالمیت» تنها دریا (دریاچه) در روی زمین است که هیچ گیاه یا جانوری در آن زندگی نمی کند و به همین دلیل آن را چنین نامیده اند. دریای مرده، در واقع، دریاچه ای نمکی بین اردن و فلسطین اشغالی است.

مقدار نمک این دریاچه از هر دریای دیگری بیشتر است. و چون این املاح حاوی مقادیر زیادی کلرید منیزیم و دیگر مواد سمی هستند، انسان را بیمار می کنند. به سبب وجود همین نمک و مواد سمی، هیچ مواد زنده ای نمی تواند در این دریاچه بماند.

طول این دریاچه 80 کیلومتر و پهنای آن بین 5 تا 18 کیلومتر است. عمق دره ای که بستر این دریاچه را تشکیل می دهد 900 متر است. اما سطح آب آن از هر دریای دیگری روی زمین، پایین تر است. سطح دریای مرده حدود 400 متر پایین تر از سطح مدیترانه است. خشکی هوا و آفتاب گرم این منطقه سبب می شود که روزی 2 سانتیمتر از ارتفاع این دریاچه کم (آب بخار) شود.

حتی ماهی ها و دیگر موجودات آبزی که از طریق رود اردن به این دریاچه راه می یابند، به محض رسیدن به بحرالمیت می میرند.

البته در زمستان و بهار، کمی به مقدار آب موجود در دریاچه افزوده می شود، اما چون غیر از رود اردن و چند آبراه کوچک دیگر، هیچ رودی به آن وارد نمی شود، همیشه مقدار آب آن کم و غلظت نمکش بسیار زیاد است. در واقع، غلظت نمک و دیگر کانی های محلول در دریای مرده آن قدر بالاست که هیچ چیزی در آن غرق نمی شود- همه چیز روی سطح آن شناور می ماند.

دریای مرده

میلیون ها سال پیش، سطح دریای مرده 427 متر بالاتر از موقعیت کنونی بوده است. در آن زمان، جانوران آبزی در این دریا زندگی می کردند. اما ناگهان نوعی خشکسالی رخ داد، آب دریاچه تبخیر شد و شرایط زیستی آن به صورت کنونی درآمد.

طول این دریاچه 80 کیلومتر و پهنای آن بین 5 تا 18 کیلومتر است. عمق دره ای که بستر این دریاچه را تشکیل می دهد 900 متر است. اما سطح آب آن از هر دریای دیگری روی زمین، پایین تر است

بسته بودن این دریاچه و تبخیر شدید آب سبب می شود که مقدار نمک و کانی های محلول در آن بی وقفه افزایش یابد. مقدار نمک و کانی های محلول در آن بی وقفه افزایش یابد. مقدار نمک این دریاچه از هر دریای دیگری بیشتر است. و چون این املاح حاوی مقادیر زیادی کلرید منیزیم و دیگر مواد سمی هستند، انسان را بیمار می کنند. به سبب وجود همین نمک و مواد سمی، هیچ موجود زنده ای نمی تواند در این دریاچه بماند. حتی ماهی ها و دیگر موجودات آبزی که از طریق رود اردن به این دریاچه راه می یابند، به محض رسیدن به بحرالمیت می میرند.

 


برچسب‌ها: علوم تجربی سوم

تاريخ : شنبه 26 اسفند1391 | 6:31 قبل از ظهر | نویسنده : علی
تعریف آب بسیار که محوطه وسیعی را فرا گیرد و به اقیانوس راه دارد را دریا گویند؛ مجموع آب های شور که جزء اعظم کره زمین را می پوشاند و تقریباً سه چهارم سطح زمین را در بر گرفته و در نیمکره جنوبی بیشتر از نیمکره شمالی زمین را فرا گرفته است.

img/daneshnameh_up/6/66/jassee1.JPG

عنوان دریا معمولاً برای دریاچه های شور هم که فاقد مجرای خروجی طبیعی اند نیز استفاده می شود، مانند دریای خزر که دریاچه ای بزرگ است، و دریاچه گالیله که یک دریاچه کوچک با آب شیرین و مجرای خروجی طبیعی است.

عمق دریاها مختلف و تغییر پذیر است و در بعضی نقاط بین 12،000 تا 15،000 متر می باشد. ته دریاها مانند سطح زمین ناصاف و غیر مسطح می باشد و در زیر آب دره هایی موجود است شبیه به دره هایی که در کوه های بسیار مرتفع مشاهده می کنیم و جزیره های کوچک و کم وسعت نیز قله های کوه های مرتفع زیر دریا هستند.

دریاهای منشعب از اقیانوس

  • لیستی از دریاها که به وسیله اقیانوس ها تقسیم شده اند:

اقیانوس آرام (کبیر)

بزرگترین اقیانوس جهان می باشد. وسعت این اقیانوس حدود 166 کیلومترمربع و عمق متوسط آن 4188 مترمی باشد و دریاهای منشعب از آن عبارتند از:


img/daneshnameh_up/c/c7/Seasunset50.jpg



  • دریای برینگ
  • دریای کرتز
  • دریای اختسک
  • دریای چین شرقی
  • دریای چین جنوبی
  • دریای سولو
  • دریای فیلیپین
  • دریای فلورز
  • دریای باندا
  • دریای تاسمانی
  • دریای زرد
  • دریای کرال
  • دریای مرجان
  • خلیج کالیفرنیا
  • خلیج آلاسکا

اقیانوس اطلس

وسعت اقیانوس اطلس حدود 83 میلیون کیلومتر مربع در بین قاره امریکا و قاره های اروپا و آفریقا واقع است. عمیق ترین ناحیه این اقیانوس 9200 متر و در شرق جزیره پورتوریکو است.

img/daneshnameh_up/b/bc/04_cliff.jpg

دریاهای منشعب از این اقیانوس عبارتند از:
  • دریای شمال
  • دریای بالتیک
  • دریای مدیترانه
  • دریای آدریاتیک
  • دریای سیاه
  • دریای جونین
  • دریای لیگورین
  • دریای مرمره
  • دریای کریت
  • دریای لابرادور
  • دریای مانش
  • خلیج گینه
  • خلیج بیسکای
  • خلیج مکزیک
  • خلیج جیمز
  • خلیج هودسن


اقیانوس هند

وسعت اقیانوس هند در حدود 75 کیلومتر مربع است. عمیق ترین ناحیه این اقیانوس در جنوب جزیره جاوه اندونزی و به عمق 7450 متر می باشد.
دریاهای منشعب از این اقیانوس عبارتند از:
  • دریای سرخ
  • دریای عمان
  • دریای عرب
  • دریای جاوه
  • دریای آندامان
  • خلیج عدن
  • خلیج فارس 
  • خلیج بنگال


اقیانوس منجمد شمالی

وسعت اقیانوس منجمد شمالی در حدود 15 کیلومتر مربع است. در بیشتر مواقع سال آب های این اقیانوس یخ بسته اند. این اقیانوس به وسیله تنگه برینگ با اقیانوس آرام و از طریق دریای گروئلند با اقیانوس اطلس ارتباط پیدا می کند.
دریاهای منشعب از آن عبارتند از:
  • دریای بارنتز
  • دریای کارا
  • دریای لاپتف
  • دریای سفید
  • دریای لینکلن
  • دریای بوفورت
  • دریای گروئلند

 


اقیانوس منجمد جنوبی

وسعت اقیانوس منجمد جنوبی حدود 20کیلومتر مربع است. و در اکثر مواقع سال یخ بسته است. دریاهای منشعب از این اقیانوس عبارتند از:
  • دریای ودل
  • دریای رز
  • خلیج مارگریت
  • خلیج فار
  • خلیج سالزبرگر


دریاهای محصور در خشکی یا دریاچه ها

  • دریای آرال
  • دریای گالیله
  • دریای خزر


برچسب‌ها: علوم تجربی سوم

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 5:37 قبل از ظهر | نویسنده : علی
اگر كسی را همت از گام زدن ماند، چرخ روزگار تو از كا باز نماند. از نبودن كسی تو را آسیب و از بودنش نفعی نرسید و نرسد.

     با سلام مجدد خدمت شما دوست عزیز، امروز قصد دارم یه نمونه طرح درس روزانه برای درس ریاضی پایه سوم ابتدائی قرار بدم. امیدوارم كه با دادن نظرات با ارزشتون منو بیشتر راهنمایی كنید. ان شاءالله

"طرح درس روزانه"

نام درس: ریاضی                   پایه: سوم دبستان                      موضوع: تقسیم با باقی مانده

سال تحصیلی: 89-88                 تعداد دانش آموزان: 33 نفر                 مدت اجرا: 45 دقیقه

آموزشگاه: ***                             كلاس: ***                                       صفحات: 173-172

  • هدف كلی:        دانش آموزان در این درس با تقسیم با باقی مانده آشنا می شوند.

  • اهداف جزیی؛ دانش آموزان در این درس:

            با باقی مانده تقسیم آشنا می شوند. (شناختی)

            به مراحل محاسبه تقسیم با باقی مانده مساحت دایره علاقه نشان می دهند. (عاطفی)

             با خارج قسمت آشنا می شوند. (شناختی)

  • اهداف رفتاری؛ دانش آموزان در پایان درس:

              تفاوت بین خارج قسمت و باقی مانده را توضیح دهند. (شناختی- درك و فهم)

              بتوانند مراحل یك تقسیم با باقی مانده را به درستی انجام دهند. (شناختی- كاربرد.)

              در فعالیت های فردی و گروهی با اشتیاق شركت می كند. (عاطفی- واكنش)

  • رفتار ورودی؛ دانش آموزان قبل از تدریس:

              می توانند عمل ضرب بین دو عدد را انجام دهند.

               قادر به حل كردن تقسیم های بدون باقی مانده هستند.

  • آزمون رفتار ورودی؛ (ارزشیابی تشخیصی):

 ضرب بین اعدا زیر را به درستی انجام می دهند؟   =3*7         =8*9          =9*4     و ...          

تقسیم های زیر را بدرستی حل كنند؟    =7/28          =8/58          =5/45     و...

  • فعالیتهای قبل از تدریس؛ (مرحله آغازین تدریس):

فعالیت معلم

رفتار فراگیر

رسانه های آموزشی

زمان

* به كلاس وارد می شوم و از فراگیران احوالپرسی می كنم.

دانش آموزان پاسخ می دهند.

------

15 دقیقه

* حضور و غیاب از دفتر كلاسی

اعلام حضور می نمایند. غاییبین جلسه قبل دلیل غیبت خود را بیان می كنند.

دفتر كلاسی

*سوالات ارزشیابی تشخیصی را به صورت شفاهی/روی تابلوی كلاس انجام می دهم.

دانش آموزان به صورت داوطلب یا انتخابی پرسش ها را پاسخ می گویند.

تخته و گچ

  • فعالیتهای حین تدریس؛ (مرحله میانی تدریس):

فعالیت معلم

رفتار فراگیر

رسانه های آموزشی

زمان

* دانش آموزان را در گروههای 4 تایی گروه بندی می كنم.

* در مرحله مجسم، به هر گروه 20 عد نی می دهم.

* از دانش آموزان می خواهم نی ها را در دسته های 6تایی دسته بندی كنند. (بر نحوه كار گروهها نظارت می كنم.)

* از  دانش آموزان می پرسم چند دسته 6 تایی داریم، چند تا باقی ماند؟

روی تخته می نویسم:

20 برابر است با؛3 تادسته 6 تایی و 2

دانش آموزان با همكاری نی ها را دست بندی می كنند.

3 دسته 6 تایی

2 تا نی باقی مانده است.

نی

20 دقیقه

* در مرحله نیمه مجسم، از یكی از دانش آموزان می خواهم با گچ 7 تا ستاره بكشد و آنها را 3 تا 3 تا جدا كند. (در دسته های 3 تایی دسته بندی كند.) بقیه دانش آموزان نیز همین تمرین را در دفتر خود یادداشت می كنند.

* در آخر می نویسم:

7 برابر است با؛ 2 تا دسته 3 تایی و 1

تمرین محوله را بدرستی انجام می دهند.

گچ، تخته، دفتر ریاضی دانش آموزان

  • فعالیتهای پس از تدریس؛ (مرحله پایانی تدریس):

فعالیت معلم

رفتار فراگیر

رسانه های آموزشی

زمان

* با دادن سوال هایی به شكل زیر

=8/34       =5/28      و ...

ارزشیابی پایانی را به انجام می رسانم

دانش آموزان به صورت انتخاب معلم به پرسش ها پاسخ می دهند.

تمرین های معلم ساخته

10 دقیقه

* تعیین تكلیف؛

1- روی یك مقوای A4 25 تا ستاره بكشید و ستاره ها را در دسته ها 4، 5، 6و7 تایی دسته بندی كنید. (تمرین گروهی)

2- تمرین های كتاب درسی را در خانه حل می كنند. (فردی)

تكالیف خود را یادداشت می كنند.

نمونه كار آماده شده برای تمرین شماره 1



برچسب‌ها: ریاضی سوم دبستان

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 5:34 قبل از ظهر | نویسنده : علی

روش تدریس ریاضی

بحث در روش تدريس رياضي به زمان ما منحصر نمي شود. از هنگامي كه تدريس رياضي مطرح بوده است، روش تدريس آن نيز مورد بحث و مطالعه بوده است. با مطالعه تاريخ آموزش و پرورش، ملاحظه مي كنيم كه همواره دو نوع آموزش درمقابل هم قرار داشته اند. دسته اول، روشهاي تدريس سنتي، كه در گذشته هاي دور به كار مي رفته اند و دسته دوم، روشهاي مبتني بر يافته هاي روانشناسي است كه به طور عمده از قرن بيستم به بعد تكوين يافته اند و به روشهاي جديد شهرت دارند. از ميان روشهاي سنتي مي توان از روش سقراطي و روش مكتبخانه اي در ايران و ديگر كشورهاي اسلامي نام برد. از روش هاي جديد در تدريس رياضي مي توان به روش توضيحي، روش سخنراني، روش اكتشافي، روش حل مساله، روش بحث در كلاس، روش پرسش و پاسخ، روش فعال، روش قياسي و استقرايي آموزش مهارتهاي فراشناختي نام برد. در اين فصل انواع روشهاي تدريس رياضي كه به پنج دسته، روش كلامي، روش مكاشفه اي، روش مفهومي، روش فعال و روش الگوريتمي مورد بررسي و نقد قرار مي گيرند.

1 ) روش كلامي (زباني)

در اين روش معلم به اصطلاح متكلم وحده است. همه چيز را بيان مي كند، قواعد را بررسي مي كند، نتيجه گيري مي كند و طراح مساله است. خلاصه معلم همه كاره و دانش آموز هيچ كاره است. معلم مساله گو و شاگرد مساله حل كن، معلم متكلم و شاگرد مستمع است. اين نكته جالب است كه طرفداران اين روش دو گروه مخالفند، عده اي موافق روش زبان ماشيني و عده اي موافق روش زباني استدلالي هستند.

الف) روش تدريس زبان ماشيني (قاعده گويي):

اين گروه اعتقاد دارند كه دانستن قواعد و فنون محاسبه براي دانش آموزان كافي است. اگر دانش آموز ادامه تحصيل دهد آنگاه برايش استدلال خواهد شد و مطالب را خواهد فهميد و در صورتي كه ادامه ندهد اين محاسبات هست كه به دردش مي خورد و چه كار دارد كه چرا فلان مطلب چنين است و چنان نيست. حسن اين روش در آن است كه تدريس به سرعت انجام مي شود ولي معايب آن عبارتند از:

1-    دانش آموز قواعدي را بدون آنكه آنها را درك كرده و منطقي بودن آنها را پذيرفته باشد، آنها را حفظ مي كند و به همين سرعت هم فراموش مي كند.

2-    نسبت به مطالبي كه مي خواند احساس بيگانگي مي كند و نسبت به آنچه ياد گرفته است علاقه اي نشان نمي دهد.

3-          اين آموزش پاسخگوي نيازهاي طبيعي دانش آموز به كنجكاوي و حقيقت جويي نمي باشد.

4-          طرفداران اين روش جالب پرورش را به طور كلي ناديده مي گيرند.

ب) روش تدريس زبان استدلالي:

طرفداران اين شيوه برخلاف گروه قبل تدريس رياضي را توام با استدلال قبول دارند. آنها معتقدند كه رياضي با منطق آميخته است. پس بايد با استدلال و برهان به امر تدريس رياضي همت گماشت. ابتدا بايد تعريف و اصول گفته شود و به دنبال آن مي توان نتيجه گيري ها را با استفاده از قوانين منطق آغاز نمود. حسن اين روش آن است كه با طبيعت رياضي سازگاري دارد ولي معايب آن عبارتند از:

1-          از روش استدلالي در هر سني نمي توان استفاده نمود.

2-          قدرت ابتكار رشد نمي كند و دانش آموز جستجوگر نخواهد شد.

3-          معلم و شاگرد به تدريج از جهان واقعي دور مي شوند.

نقد و خلاصه روش هاي كلامي (زباني):

روشهاي زباني همان طور كه از نامشان پيداست، بر زبان و كلام معلم تكيه دارد. در اين روشها، معلم و مدرس متكلم وحده است و كمتر مجال سئوال كردن، توضيح دادن، درك و فهم واقعي به دانش آموزان داده مي شود.

تنها مزيت ظاهري روشهاي زباني اين است كه تصور مي شود كه دانش آموزان به ظاهر در درس پيش مي روند. اين باور درست نيست، زيرا در دراز مدت، اثرات نادرستي در پرورش فكر و استعداد دانش آموزان مي گذارد و در سنين بالاتر مطالب رياضي را دير مي فهمند.

2) روش اكتشافي

يادگيري اكتشافي فرايندي است كه دانش آموز به طور مستقل و با راهنمايي معلم ، اصل يا قانوني را كشف نموده و مساله اي را حل مي كند. ويژگي عمده روش اكتشافي، درجه و ميزان راهنمايي شدن شاگرد (به وسيله معلم) براي اكتشاف است كه اين ويژگي به عواملي مانند استعداد دانش، مهارت شاگرد و درجه دشواري خود مساله بستگي دارد و در چهار محدوده قرار مي گيرد.

1-    معلم مي تواند اصول و راه حل مساله را براي شاگرد توضيح دهد، اما پاسخ مساله را نگويد (در اينجا معلم از روش توضيحي بهره مي گيرد)؛ اين نوع راهنمايي براي دانش آموزان ضعيف ضرورت مي يابد.

2-    معلم مي تواند فقط اصولي را كه براي كشف آن به كار مي رود به شاگرد توضيح دهد، اما راه حل و جواب مساله را در اختيار او قرار ندهد.

3-          معلم مي تواند اصول را ارائه ندهد؛ اما راه حل را بگويد.

4-          معلم مي تواند اصول و راه حل را به شاگرد نگويد؛ كه آن را يادگيري راهنمايي نشده مي ناميم.

از آن جايي كه اين روش بر پاسخ مداوم دانش آموزان به سئوالات مختلف در كلاس درس تا حدودي متكي است، لذا تدريس به وسيله آن مشكل است و لذا معلم نياز به صبر بيشتر و وقت زيادتري دارد و نقش معلم در اين روش هدايت نمودن دانش آموزان در ارتباط دادن مطالب جديد با تجارب و محفوظات گذشته نشان مي باشد. حدسيات، تخمين ها و آزمايش و خطا، آزمايشهايي هستند كه در روش اكتشافي براي يافتن ايده هاي جديد و ارتباط آنها با مفاهيم گذشته به كار مي روند.

معلم با طرح سئوالات مناسب مي تواند جواب هاي نادرست دانش آموزان را به سمت جواب هاي درست هدايت نمايد. معلم بايد كلاس را در جهت صحيح و مسير معيني حفظ نمايد به طوري كه از حالت كاوش و پويايي شاگردان كاسته نشود. در اين روش، معلم دانش آموزان را وادار به فكر كردن مي كند و آنها را براي رسيدن به پاسخ درست تشويق مي نمايد لذا دانش آموز در فرايند يادگيري سهيم است.

3) روش مفهومي

دراين روش بيشتر تاكيد بر مفاهيم رياضي است و تكيه كمتري بر مهارتها ميشود.. تا هنگامي كه مفاهيم در ذهن دانش آموزان شكل نگرفته است، نبايد به سراغ تكنيكها و مهارتها رفت. تفاوت روش مفهومي با روش الگوريتمي اينست  كه در روش مفهومي تكيه بر مفاهيم است و در روش الگوريتمي تكيه بر مهارت ها و تكنيك هاست.

4) روش فعال

روش فعال،« دانش آموز محور» است و دانش آموز درامر يادگيري شركت فعال دارد، راجع به حل آنها فكر مي كند و با راهنمايي معلم به حل آنها مي پردازد. به مفاهيم پي مي برد و در اين صورت است كه دانش آموز به حل مساله ها علاقه مند مي گردد.

در اين روش، هر دانش آموز مطالب را به سرعت خود ياد مي گيرد و فرصت دارد كه به مطالب فكر كند.  دانش آموز از طريق حل مساله، طي فرايندي به تدريج به مفاهيم پي ميبرد. با پي بردن به توانايي هاي خود، در او حس اعتماد به نفس تقويت مي شود چون در بدست آوردن نتيجه ها و كشف قواعد سهيم است و نسبت به مطالب احساس علاقه و مالكيت مي كند و ميل به دانش افزايي در او بارور مي شود. در اين روش وظايف معلم عبارتست از توجه به كار يكايك دانش آموزان و دادن راهنمايي در موارد لازم، علاقمند كردن آنها به فعاليت،شناخت دانش آموزان و پي بردن به توانايي آنها و از همه مهمتر قدم به قدم پيش بردن دانش آموز.

5) روش الگوريتمي:

روش الگوريتمي، مجموعه دستورالعملهايي است كه انجام دادن آنها منجر به حصول نتايجي براي دانش آموز گردد. تعدادي از الگوريتم هايي كه در دوره هاي تحصيلي مورد بحث قرار مي گيرند عبارتند از: چهار عمل اصلي روي اعداد صحيح و اعشاري، تناسب، جذريابي، يافتن بزرگ ترين مقسوم عليه مشترك، نوشتن اعداد به پايه هاي گوناگون، عمليات روي كسرهاي متعارفي، حل معادلات جبري و عمليات جبري روي بردارها در صفحه، در زمينه هندسه نيز به الگوريتم هاي زير بر مي خوريم مانند: ترسيمات با خط كش، پرگار، گونيا و  نقاله مثلا در رسم عمود، نضف كردن پاره خط، ساختن مثلث


برچسب‌ها: ریاضی سوم دبستان

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 5:31 قبل از ظهر | نویسنده : علی

تاريخچه‌ي المپياد رياضي در جهان



ميزباني روماني (1338 هجري شمسي)
سال 1959 ميلادي (1338 هجري شمسي) «بخارست» پايتخت كشور روماني ميزبان شش كشور اروپاي شرقي (بلوك شرق) به‌عنوان نخستين برگزاركننده‌ي المپياد رياضي بود.

كشورهاي «مجارستان», «چكسلواكي», «لهستان», «اتحاد جماهير شوروي», «بلغارستان» و «آلمان شرقي» با مجموع 52 دانش‌آموز در اين دوره از مسابقات شركت كردند.

ميزباني يوگوسلاوي (1342 هجري شمسي)
چهار سال بعد، كشور «يوگسلاوي» و در سال بعد از آن «مغولستان» به اين مسابقات پيوستند. در سال 1965 ميلادي، «فنلاند» نخستين كشور اروپاي غربي بود كه به اين مسابقات ملحق شد.

در سال 1967 ميلادي كشورهاي «انگلستان», «سوئد», «فرانسه» و «ايتاليا»، در سال 1969 كشورهاي «بلژيك» و «اتريش,»، در سال 1974 «آمريكا» و در سال 1977 «الجزاير» (به‌عنوان اولين كشور مسلمان) به‌عضويت اين مسابقات درآمدند.

در سال 1987، «جمهوري اسلامي ايران» براي اولين بار در بيست و هشتمين دورهِ المپياد رياضي - كه در كشور «كوبا» برگزار شد - شركت نمود. هدف اوليه‌ي مسابقات، تشويق جوانان به مطالعه‌ي رياضي و كشف استعدادهاي درخشان دانش‌آموزان بوده است.

ناگفته نماند كه تا قبل از فروريزي نظام سوسياليستي در كشورهاي بلوك شرق, اين مسابقات، صحنه‌ي نوعي رقابت بين بلوك شرق و غرب نيز بوده است.

كشورهاي بلوك شرق به‌صورت حرفه‌اي با المپياد برخورد داشته‌اند. ليكن پس از تغيير نظام‌هاي سياسي در اين كشورها، امروزه جنبه‌ي علمي بيش‌تر مورد توجه است.

ميزباني مجارستان(1363 هجري شمسي)
سابقه‌ي تاريخي مسابقه‌هاي رياضي به سال 1984 ميلادي (1363 شمسي) باز مي‌گردد زماني كه مسابقه‌هاي رياضي دانش‌آموزي در كشور «مجارستان» آغاز شد و پس از آن رفته رفته، كشورهاي ديگر به‌منظور تشويق و ترغيب دانش‌آموزان به فراگيري رياضيات به برگزاري مسابقه‌هاي رياضي دست زدند تا اين‌كه در سال 1959 ميلادي (1338 شمسي) كشور «روماني» به‌ابتكار برگزاري «اولين المپياد بين‌المللي رياضي» دست زد.

در اولين المپياد فقط شش كشور حضور داشتند ولي به‌مرور كشورهاي بيش‌تري به المپياد پيوستند. به‌طوري كه در حال حاضر بيش از هشتاد كشور با تيم‌هايي متشكل از شش دانش‌آموز دبيرستاني در المپياد شركت مي‌كنند.

المپياد بين‌المللي رياضي معتبرترين مسابقه بين‌المللي رياضي دانش‌آموزي است.


تاريخچه المپياد رياضي در ايران
مسابقه‌هاي رياضي در كشور ما نيز جايگاه ويژه‌اي يافته است.اولين مسابقه‌ي دانش‌آموزي در فروردين 1362 بين دانش‌آموزان برگزيده‌ي سرتاسر كشور برگزار شد.

در سال 1366 تيم شش نفره‌ي ايران به سرپرستي «آقاي دكتر محمد علي نجفي» استاد دانشگاه صنعتي شريف (وزير سابق آموزش و پرورش) در «هاوانا» پايتخت «كوبا» براي نختسين بار در اين المپياد رياضي جهاني شركت كردند.

در اين مسابقات - كه با حضور 42 كشور و 243 دانش‌آموز از سراسر جهان برگزار مي‌شد - «ايران» با كسب «يك مدال برنز» توسط «آقاي علي اصغر خانبان»، به مقام بيست و ششم دست يافت.

اين نتيجه با توجه با اولين حضور ايران در مسابقات، بسيار عالي و دور از انتظار بود. با موفقيت ايران در اين مسابقات براي اولين بار، كميته‌اي به‌عنوان كميته‌ي برگزاري مسابقات رياضي كشور از «اساتيد دانشگاه»، كارشناسان «دفتر برنامه‌ريزي و تأليف كتب درسي وزارت آموزش و پرورش» و «دبيران كارآزموده‌ي رياضي» تشكيل شد كه مسؤوليت برنامه‌ريزي, طراحي سؤال، برگزاري مسابقات و تشكيل اردوي آمادگي دانش‌آموزان را به‌عهده گرفت.

توفيق تيم‌هاي اعزامي در المپياد بين‌المللي رياضي، موجب رونق اين مسابقات و علاقه‌مندي دانش‌آموزان زيادي به شركت در المپياد ملي رياضي شده است.

اين امر نوعي آموزش غير رسمي بسيار ارزنده را بين دانش‌آموزان كشور ما رايج كرده است كه دستاوردهاي بسيار ارزنده‌اي در تقويت بنيه‌ي علمي و ايحاد روحيه‌ي دانشوري به‌همراه داشته است. روحيه‌اي كه نويدبخش آينده است.


چگونگي برگزاري مسابقات المپياد بين‌المللي رياضي
بعد از مراسم افتتاحيه با حضور مقامات فرهنگي كشور برگزاركننده, سرپرستان و دانش‌آموزان، مسابقات آغاز مي‌گردد. مسابقات عمدتاً طي «دو روز» و با طرح «سه مسأله» در هر روز به مدت پنج تا شش ساعت برگزار مي‌شود.

قبل از برگزاري امتحان، مسائل به‌رؤيت هيأت‌هاي سرپرستي رسيده و آن‌ها نيز نظر خود را اظهار مي‌دارند. «ترجمه»‌ي صورت مسائل به‌عهده‌ي سرپرستان و «تصحيح اوراق» به‌عهده‌ي مصححيني از بين كشورهاي برگزار‌كننده تعيين است.

در نهايت، با بحث و بررسي بر روي پاسخ مسائل توسط هيأت ژوري و سرپرستان هر تيم، امتياز شركت‌كنندگان مشخص مي‌شود.

در مراسم اختتاميه، اعلام رتبه‌ها به‌ترتيب از انتها تا ابتداي جدول و متناسب با تعداد مدال‌هاي طلا، نقره و برنز دريافتي شركت‌كنندگان صورت مي‌گيرد.

ارتباط هيأت‌هاي علمي (سرپرستان) با يكديگر، تماس‌هاي بعدي آنان، انتقال تجربيات و آشنايي دانش‌آموزان با يكديگر، خارج از هرگونه دسته‌بندي‌هاي سياسي و تقسيمات جغرافيايي از ثمره‌هاي خوب اين گردهمايي‌هاست.

در پايان مراسم، كشور ميزبان سال بعد از كليه‌ي شركت‌كنندگان رسماً دعوت به‌عمل مي‌آورد.

مرسوم است هر كشور كه خواستار شركت و اعزام تيم ملي رياضي خود به اين‌گونه مسابقات است مي‌بايست در سال اول تنها اقدام به اعزام ناظر به اين مسابقات بنمايد.

به كشورهايي كه طي چند دوره شركت مرتباً كم‌ترين امتياز را كسب كنند، اخطار داده مي‌شود.

اجراي بازديدهاي دسته‌جمعي و برنامه‌هاي تفريحي، هنري از ديگر اموري است كه در پايان اين نوع مسابقه‌ها مرسوم است.


برچسب‌ها: ریاضی سوم دبستان

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 5:28 قبل از ظهر | نویسنده : علی
قرآن و  ریاضی
 بر خلاف تصورکسانی که ریشه ریاضی را ازریاضت به معنی سختی کشیدن میدانند بدانید که ریاضی از ریشه(روض)به معنای ورزش ذهنی ونوعی لذت بردن است.

در کف دست راست ما عدد 18 و در دست چپ ما عدد 81 تقریبا به وضوح آشکار است و اختلاف آنها

63=18-81 خواهد بود که سن وفات حضرت رسول اکرم(ص)میباشد و میدانیم که پیامبر در چهل سالگی به پیامبری مبعوث شد در نتیجه قرآن طی ۲۳ سال بر ایشان نازل گردید حال به سوره توحید توجه کنید همه حرکت های حروف در بالا قرار دارند ولی در کلمه (یلد)در حرف(ل)حرکت در پایین قرار دارد تعداد حروف سمت چپ حرف(ل)۲۳ عدد و تعداد حروف سمت راست آن نیز ۲۳ عدد میباشد.

قل هوالله احد الله الصمد لم ی ل د ولم یولد ولم یکن له کفوا احد

در قرآن کریم آیه ۴۰ سوره (یس)آنجا که خداوند درباره افلاک سخن میفرماید از کلمات(کل فی فلک)استفاده شده است که اگر حروف آنها را روی محیط یک دایره قرار دهید از دو طرف (کل فی فلک) خوانده می شود آیا زیباتر از این میتوان به مدار و دوران اشاره کرد و میبینید حتی خداوند هم ریاضیات را دوست دارد و آن را در کلامش به کار برده است.

 

         ـ  به نظر شما رمز عددی قرآن چیست؟

 خواست خدای توانا بوده است که این نظم پیچ در پیچ عددی قرآن مخفی نماند تا تایپ شود که سرچشمه غیبی قرآن از جانب خداوند متعال است و نیز در عرض گذشت قرون بوسیله ذات او محافظت میشده و از گزند تغییر افزایش یا کاهش در امان مانده است. رمزهای اعجاز آمیز قرآن منحصرا از این قراراند:

۱ـاولین آیه قرآن"بسم الله الرحمن الرحیم" دارای ۱۹ حرف عربی است.

۲ـ قرآن مجید  از ۱۱۴ سوره تشکیل شده است و این عدد به ۱۹  قابل قسمت است.(۶*۱۹)

۳ـاولین سوره ای که نازل شده است سوره علق (شماره۹۶) نوزدهمین سوره از آخر قرآن است.

۴ـ سوره علق ۱۹ آیه دارد.

۵ـ سوره ی علق ۲۸۵ حرف(۱۵*۱۹) دارد.

۶ـاولین بار که جبرئیل امین با قرآن فرود آمد ۵ آیه اولی سوره علق را آورد که شامل ۱۹ کلمه است.

۷ـاین ۱۹ کلمه ۷۶ حرف(۴*۱۹)دارد که به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحیم است.

۸ـ دومین باری که جبرئیل امین فرود آمد ۹ آیه اولی سوره قلم(شماره۶۸)را آورده که شامل ۳۸کلمه است (۲*۱۹).

۹ـ سومین باری که جبرئیل امین فرود آمد ۱۰ آیه اولی سوره مزمل(شماره۷۳)را آورد که شامل ۵۷ کلمه است. (۳*۱۹).

۱۰ـ چهارمین بار که جبرئیل فرود آمد ۳۰ آیه اولی سوره مدثر(شماره۷۴) را آورد که آخرین آیه آن "بر آن دوزخ ۱۹فرشته موکلند" می باشد.(آیه ۳۰).

۱۱ـ پنجمین بار که جبرئیل فرود آمد اولین سوره کامل "فاتحه الکتاب" را آورد که با اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (۱۹حرف) آغاز میشود. این بیانیه ۱۹ حرفی بالفاصله بعد از نزول آیه " بر آن دوزخ ۱۹ فرشته موکلند" نازل شد. این مراتب گواهی ارتباط آری از شبه آیه ۳۰ سوره مدثر(عدد۱۹) و اولین بیانیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم (عدد۱۹) با سیستم اعدای اعجاز آمیز است که بر ۱۹ بنا نهاده شده است.

۱۲ـ آفریننده ذوالجلال و عظیم الشان با آیه ۳۱ سوره مدثر به ما یاد میدهد که چرا عدد ۱۹ را انتخاب کرده است.پنج دلیل زیر را بیان میفرماید:

الف)بی ایمان را آشفته سازد .

ب)به خوبان یهود و نصارا اطمینان دهد که قرآن آسمانی است .

ج)ایمان مومنان را تقویت نماید.

د)تا هر گونه اثر شک و تردید را از دل مسلمانان و خوبان یهودیت و مسحیت بزداید.

ه)تا منافقیت و کفار را که ساستم اعدادی قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.

۱۳ـآفریننده به ما می آموزد که این نظم اعدادی قرآن تذکری به تمام جهانیان است (آیه ۳۱ سوره مدثر)و یکی از معجزات عظیم قرآن است (آیه ۳۵).

۱۴ـ هر کلمه از جمله آغازیه قرآن بسم الله الرحمن الرحیم در تمام قرآن به نحوی تکرار شده که به عدد ۱۹ قابل تقسیم است بدین ترتیب که کلمه "اسم"۱۹ بار کلمه"الله"۲۶۹۸بار (۴۲*۱۹)کلمه "الرحمن"۵۷ بار (۳*۱۹) و کلمه"الرحیم "۱۱۴ بار (۶*۱۹) دیده می شود .

۱۵-قرآن ۱۱۴ سوره دارد که هر کدام از سوره ها با آیه افتتاحیه "بسم الله الرحمن الرحیم" آغاز می شود به جز سوره توبه (شماره ۹)که بدون آیه معموله افتتاحیه است. لذا آیه "بسم الله الرحمن الرحیم"در ابتدای سوره ها ۱۱۳ بار تکرار شده است چون این رقم به ۱۹ قابل تقسیم نیست و سیستم اعدادی قرآن آسمانی ساخته پروردگار باید کامل باشد یکصد و چهاردهمین آیه ی "بسم الله را در سوره النمل که دو بسم الله دارد (آیه ۲۷)(آیه افتتاحیه و آیه ۳۰) بنابر این قرآن مجید ۱۱۴ بسم الله دارد .

۱۶ـ همانطور که در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آیه افتتاحیه بسم الله است. هرگاه از سوره توبه شروع کرده آنرا سوره شماره ۱ و سوره ی یونس را شماره ۲ فرض نموده و به همین ترتیب جلو برویم ملاحضه می شود که سوره النمل ۱۹ سوره است. (سوره ۲۷ ) که بسم الله تکمیلی را دارد از این نظم نتیجه می گیریم که قرآنی که اکنون در دست ماست با قرآن زمان پیامبر از لحاظ ترتیب سوره ها یکی است

۱۷- تعداد کلمات موجود بین دو آیه بسم الله سوره ی النمل ۳۴۲(۱۸*۱۹) میباشد.

۱۸ـقرآن مجید شامل اعداد بی شماری است مثلا ما موسی را برای چهل شب احظار کردیم .ما هفت آسمان را آفریدیم شمار این اعداد  در تمام قرآن ۲۸۵ (۱۵*۱۹) می باشد.

۱۹ـ اگر اعداد ۲۸۵ فوق را با هم جمع کنیم حاصل جمع ۱۷۴۵۹۱ (۹۱۸۹*۱۹)خواهد بود.

۲۰ـ حتی اگر اعدا تکراری را از عدد فوق حذف نماییم حاصل جمع ۱۶۲۱۴۶ (۸۵۳۴*۱۹) خواهد بود.

۲۱ـیک کیفیت مخصوص به قرآن مجید اینست که ۲۹ سوره با حرف رمزی شروع میشود که معنی ظاهری ندارند این علامات در هیچ کتاب دیگری و در هیچ جایی دیده نمی شوند. این حروف در ابتدای سوره های قرآن بخش مهمی از طرح اعدادی اعجاز آمیز میباشد که بر عدد ۱۹ بنا شده است. اولین نشانه این ارتباط این است که ۲۹ سوره از قرآن با این علامت شروع می شود. تعداد حروف الفبا در این رموز ۱۴ و تعداد خود رمز ها نیز ۱۴ می باشد. هر گاه تعدا سوره های (۲۹)و حروف الفبا (۱۴) را با تعداد رمز ها (۱۴) جمع کنیم حاصل جمع۵۷(۳*۱۹) خواهد بود.

۲۲ـ خداوند توانا به ما یاد می دهد که در هشت سوره و سوره های (۱۰ـ۱۲ـ۱۳ـ۱۵ـ۲۶ـ۲۷ـ۲۸ـ۳۱) دو آیه اول که با این رموز آغاز میشوند حاوی و حامل معجزه قرآن هستند باید توجه داشت که قرآن کلمه"آیه" را به معنی معجزه به کار برده است. باید کلمه آیه دارای معانی متعددی باشد که یکی از آنها معجزه است و میز باید دانست که خود کلمه معجزه در هیچ جای قرآن به کار برده نشده است.

بدین جهت قرآن مناسب تفسیر نسلهای گوناگون بشریت استمثلا نسل های قبلی (پیش از کشف اهمیت حروف رمزی قرآن ) کلمه آیه را در این هشت سوره آیه نیم بیتی میپنداشتند ولی نسل های بعدی که از اهمیت این رموز با خبر شدند آیه را به معنی معجزه تفسیر کرده اند .

به کار بردن کلمات چند معنایی و مناسب برای همه نسل های بشر در زمانهای گوناگون خود یکی از معجزات قرآن است.

۲۳ـ سوره قاف که با حرف ق شروع می شود(شماره ۵۰)شامل ۵۷(۳*۱۹)جروف ق است.

۲۴ـ سوره دیگری در قرآن حروف ق را در علامت رمزی خود دارد (سوره شورا شماره ۴۲)که

اگر حروف ق را در این سوره شمارش نمائید ملاحظه خواهید کرد که حرف  ق ۵۷ (۳*۱۹) بار

تکرار شده است.

۲۵- بدین ترتیب در مییابید که دو سوره قرآنی فوق الذکر (شماره۵۰ و ۴۲) به اندازه همدیگر

(۵۷ ـ۵۷) شامل جرف ق هستند که مجموع آن دو با تعداد سوره های قرآن (۱۱۴)برابر است.

چون سوره ق بدین نحو آغاز می شود :"ق والقرآن المجید" تصور حرف ق به معنی قرآن مجید می نماید و ۱۱۴ ق مذکور گواه ۱۱۴ سوره های قرآن است . این احتساب اعداد آشکار و گویا مدلل می دارد که ۱۱۴ سوره قرآن تمام قرآن را تشکیل می دهند و چیزی جز قرآن نیستند.

۲۶ـ آمار کامپیوتر نشان می دهد که فقط این دو سوره که با حرف ق آغاز می شود دارای تعداد معینی ق (۵۷ مورد) هستند گوئی خداوند توانا می خواهد با اشاره و کنایه بفرماید که خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره های قرآن باخبر است .

۲۷ـ یک نمونه در آیه ۱۳ از سوره  ق مدلل می دارد که هر کلمه و در حقیقت هر حروف در قرآن مجید به دستور الهی و طبق یک سیستم اعدادی بخصوصی که بیرون از قدرت بشر است گنجانیده شده است این آیه می فرماید " عاد ـ فرعون و اخوان لوط " در تمام قرآن مردمیکه لوط را نپذیرفتندـ قوم نامیده می شوند . خواننده بلافاصله متوجه می شود که اگر به جای اخوان در سوره ق  کلمه قوم بکار برده می شد چه اتفاقی می افتاد. در این صورت ذکر کلمه قوم بجای اخوان حرف ق در سوره ۵۸ بار تکرار می شد و عدد ۵۸ به ۱۹ قابل قسمت نیست و لذا با تعداد ۵۷ ق که در سوره شورا مطابقت نمیکرد و جمع آن دو با تعداد سوره های قرآن برابر نمیشد بدین معنی که با جایگزین کردن یک کلمه بجای دیگری نظم قرآن از بین میرود.

۲۸ـ تنها سوره ای که با حرف "ن" آغاز میشود  سوره قلم است (شماره ۶) این سوره ۱۱۳ "ن" دارد که به ۱۹ قابل قسمت است (۷*۱۹).

۲۹- سه سوره اعراف (شماره ۷) مریم (شماره۱۹) و ص (شماره۳۸) که با حروف "ص" شرمع میشوند جمعا ۱۵۲ حرف "ص" دارند (۸*۱۹).

۳۰ـ در سوره طه (شماره ۲۰) جمع تعداد حروف "ط" و "ه" ۳۴۴ میباشد (۱۸*۱۹) .

۳۱ـ در سوره "یس" تعداد حروف "ی" و "س" ۲۸۵ میباشد (۱۵*۱۹).

۳۲ـ در هفت سو ره ۴۰ تا ۴۶ که با رمز "حم" شروع میشوند تکرار حروف ۲۱۶۶ میباشد(۱۴*۱۹) بنابر این تمام حروف اختصاری که در ابتدای سوره های قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعدادی اعجاز آمیز قرآن سرکت دارند. باید توجه داشت که این روش اعدادی قرآن در مواردی ساده و در خور فهم اشخاص معمولی است اما در موارد دیگر بسیار مشکل و پیچیده بوده و برای درک آنها اشخاص تحصیل کرده باید از ماشینهای الکترونیکی کمک بگیرند.

۳۳ـ در سوره های شماره ۲و۳و ۷و ۱۳و ۱۹ و ۳۰ و ۳۱ و ۳۲ که با رمز "الم" شروع میشوند تعداد حروف الف ـ لام ـ میم جمعا ۲۶۶۷۶ مورد و قابل قسمت به ۱۹ میباشند(۱۴۰۴*۱۹).

۳۴ـ در سوره های ۲۰ و ۲۶ و ۲۷ و ۲۸ و ۳۶ و ۴۲ که با رمز "طس" یا یکی از د و حروف مذکور(ط- س) آغاز میشوند تعدا دو حرف "ط" و "س" ۴۹۴ مورد میباشد(۲۶*۱۹).

۳۵- در سوره های ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ و ۱۴ و۱۵ که با رمز "الر" آغاز میشوند تعداد  الف ـ لام ـ را ـ به اضافه تعداد (را) تنها در سوره سیزدهم ۹۷ــ۹ مورد است که این عدد قابل قسمت بر عدد ۱۹ میباشد (۵۱۱*۱۹).

۳۶ـ در سوره هایی که با رمز یکی از حروف "ط" "س" و "م" آغاز میشوند تعدا حروف طا و سین و میم ۹۱۷۷ مورد میباشد (۴۳۸*۱۹).

۳۷ـ در سوره رعد (شماره ۱۳) که با حرف رمزی "المرا" آغاز میشود تعداد حروف ( الف ـ لام ـ میم ـ را )۱۵۰۱ مورد میباشد(۷۹*۱۹).

۳۸ـ در سوره اعراف (شماره ۷) که با حروف رمزی "المص" شروع میگردد تعداد وقوع "الف" ۲۵۷۲ موردـ حرف "لام" ۱۵۳۲ مورد ـ حرف "میم" ۱۶۵ و حرف "ص" ۹۸ مورد که جمعا عدد ۵۳۵۸ بدست می آید (۲۸۲*۱۹).

۳۹ـ در سوره مریم( شماره ۱۹) که با حروف "کهیعص" شروع میشود تعداد حروف (کاف ـ  ها ـ یا ـ عین ـ صاد) ۷۹۸ مورد میباشد(۴۲*۱۹).

۴۰ـ در سوره شورا ( شماره ۴۲) که با حروف " حم عسق" شروع میشود تعداد حروف (حا - میم - عین ـ سین ـ قاف) ۵۷۰ مورد می باشد(۳۰*۱۹).

۴۱ـ در سیزده سوره ای که حرف "الف" در لغت رمزی آنهاست ( سوره های شماره ۲ـ ۳ـ ۷ـ ۱۰ـ ۱۱ـ۱۲ـ۱۳ـ۱۴ـ۲۹ـ۳۰ـ۳۱ـ۳۲و۱۵) جمع الف های موجود ۱۷۴۹۹ مورد می باشد (۹۲۱*۱۹).

۴۲ـ در سیزده سوره فوق الذکر جمع حروف "لام" ۱۸۷۰ مورد می باشد(۶۲۰*۱۹)


برچسب‌ها: ریاضی سوم

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 5:13 قبل از ظهر | نویسنده : علی
زندگی نامه خوارزمی

زندگی‌نامه خوارزمیزندگی‌نامه

خوارزمی ابو جعفر محمد بن موسی از دانشمندان بزرگ ریاضی و نجوم می‌باشد از زندگی خوارزمی چندان اطلاع قابل اعتمادی در دست نیست الا اینکه وی در حدود سال 780 میلادی در خوارزم(خیوه کنونی) متولد شد شهرت علمی وی مربوط به کارهایی است که در ریاضیات مخصوصا‌ در رشته جبر انجام داده بطوری که هیچ یک از ریاضیدانان قرون وسطی مانند وی در فکر ریاضی تأثیر نداشته‌اند. اجداد خوارزمی احتمالا اهل خوارزم بودند ولی خودش احتمالا از قطر بولی ناحیه‌ای نزدیک بغداد بود. به هنگام خلافت مامون عضو دارالحکمه که مجمعی از دانشمندان در بغداد به سرپرستی مأمون بود، گردید.

 

 

 

 

 

تألیفات خوارزمیتألیفات خوارزمی

خوارزمی کارهای دیوفانتوس را در رشته جبر دنبال کرد و به بسط آن پرداخت خود نیز کتابی در این رشته نوشت. الجبر و المقابله که به مأمون تقدیم شده کتابی است درباره ریاضیات مقدماتی و شاید نخستین کتاب جبری باشد که به عربی نوشته شده است. دانش پژوهان بر سر اینکه چه مقدار از محتوای کتاب از منابع یونانی و هندی و عبری گرفته شده است اختلاف نظر دارند. معمولا در حل معادلات دو عمل معمول است، خوارزمی این دو را تنقیح و تدوین کرد و از این راه به وارد ساختن جبر به مرحله علمی کمک شایانی انجام داد. اثر ریاضی دیگری که چندی پس از جبر نوشته شد، رساله‌ای است مقدماتی در حساب که ارقام هندی (یا به غلط ارقام عربی) در آن بکار رفته بود و نخستین کتابی بود که نظام ارزش مکانی را (که آن نیز از هند بود) به نحوی اصولی و منظم شرح می‌داد.

اثر دیگری که به مأمون تقدیم شد زیج السند هند بود، مکه نخستین اثر اختر شناسی عربی است که به صورت کامل بر جای مانده و شکل جداول آن از جداول بطلمیوس تأثیر پذیرفته است. کتاب صورت الارض که اثری است در زمینه جغرافیا اندک زمانی بعد از سال 195 – 196 نوشته شده است و تقریبا فهرست طولها و عرضهای همه شهرهای بزرگ و اماکن را شامل می‌شود این اثر که احتمالاٌ مبتنی بر نقشه جهان نمای مأمون است (که شاید خود خوارزمی هم در تهیه آن کار کرده باشد)، به نوبه خود مبتنی بر جغرافیای بطلمیوسی بود این کتاب از بعضی جهات دقیق‌تر از اثر بطلمیوس بود، خاصه در قلمرو اسلام. تنها اثر دیگری که بر جای مانده است رساله کوتاهی است درباره تقویم یهود. خوارزمی دو کتاب نیز درباره استرلاب نوشت.

آثار علمی خوارزمی از حیث تعداد کم ولی از نفوذ بی بدیل برخوردارند، زیرا که مدخلی بر علوم یونانی و هندی فراهم آورده‌اند. بخشی از جبر دوبار در قرن ششم / دوازدهم به لاتین ترجمه شد و نفوذی عمده بر جبر قرون وسطایی داشت. رساله خوارزمی درباره ارقام هندی پس از آنکه در قرن دوازدهم به لاتین ترجمه و منتشر شد، بزرگترین تأثیر را بخشید. نام خوارزمی مترادف شد با هر کتابی که درباره حساب جدید نوشته می‌شد (و از اینجا است اصطلاح جدید الگوریتم به معنی قاعده محاسبه کتاب جبر و مقابله خوارزمی که به عنوان الجبرا به لاتین ترجمه گردید باعث شد که همین کلمه در زبانهای اروپایی به معنای جبر بکار رود. نام خوارزمی هم در ترجمه به جای الخوارزمی به صورت الگوریتمی تصنیف گردید و الفاظ آلگوریسم و نظایر آنها در زبانهای اروپایی که به معنی فن محاسبه ارقام یا علامات دیگر است مشتق از آن می‌باشد.

ارقام هندی که به غلط ارقام عربی نامیده می‌شود از طریق آثار فیبوناتچی به اروپا وارد گردید. همین ارقام انقلابی در ریاضیات بوجود آورد و هر گونه اعمال محاسباتی را مقدور ساخت. باری کتاب جبر خوارزمی قرنها در اروپا مأخذ و مرجع دانشمندان و محققین بوده و یوهانس هیسپالنسیس و گراردوس کرموننسیس و رابرت چستری در قرن دوازدهم هر یک از آن را به زبان لاتین ترجمه کردند. نفوذ کتاب زیج السند چندان زیاد نبود، اما نخستین اثر از این گونه بود که به صورت ترجمه لاتین به همت آدلاردباثی در قرن دوازدهم به غرب رسید. جداول طلیطلی (تولدویی) یکجا قرار گرفتند و به توسط ژرار کرمونایی در اواخر قرن یازدهم به لاتین ترجمه شدند، از مقبولیت گسترده‌تری در غرب برخوردار شدند و دست کم یکصد سال بسیار متداول بودند. از کارهای دیگر خوارزمی تهیه اطلسی از نقشه آسمان و زمین و همچنین اصلاح نقشه‌های جغرافیایی بطلمیوس بود. جغرافیای وی تا اواخر قرن نوزدهم در اروپا ناشناخته ماند، دیگر از کتب مهم خوارزمی کتاب مفاتیح العلوم است که کتاب مهم و ارزنده‌ای است. خوارزمی در حدود سال 848 میلادی مطابق با 232 هجری قمری در گذشت.

 

 

ابوعبدالله محمدبن خوارزمی

  


ابو عبدالله محمّد بن موسی خوارزمی

ابو عبدالله محمّد بن موسی خوارزمی (قرون دوم و سوم هجری)  بزرگ‌ترین عالم عصر خود در ریاضی، جغرافی، نجوم و تاریخ بوده است. او در بیت‌الحکمه کار می‌کرد. یکی از مهمترین پیشرفت‌ها با کارهی خوارزمی شروع شد. ین پیشرفت، شروع جبر نام دارد و حرکتی انقلابی بود در دور شدن از مفهوم یونانی ریاضی که اساساً هندسی بود.

مهمترین کتاب خوارزمی کتاب حساب ‌الجبر و المقابله است. کلمه‌ی Algebra از نام ین کتاب گرفته شده است. البتّه فقط قسمت اوّل ین کتاب به آنچه جبر می‌نامیم ارتباط دارد. بید بدانیم که ین کتاب به شکلی کاربردی  و بری حلّ مسائل روزمره‌ی قلمرو اسلام نوشته شده است. خوارزمی در ین کتاب ابتدا اعداد طبیعی را معرّفی می‌کند و سپس به حلّ معادلات می‌پردازد. او معادلات خطّی و معادلات مربّعی را بررسی می‌کند. خوارزمی از نماد استفاده نمی‌کند و مسائل را با کلمات بیان می‌کند. او معادلات را در شش دسته رده‌بندی می‌کند. ین رده‌بندی با اجری جبر و مقابله انجام می‌شود؛ جبر یعنی جابجیی جملات بری مثبت بودن همه‌ی ضریب، و مقابله یعنی حذف جملات متناظر در دوطرف تساوی. رده بندی خوارزمی به ین صورت بود:

  • مربّع‌ها مساوی ریشه‌ها

  • . مربّع‌ها مساوی اعداد.

  • ریشه‌ها مساوی اعداد.

  • جمع ریشه‌‌ها و مربّع‌ها مساوی اعداد؛ 

  • جمع مربّع‌ها و اعداد مساوی ریشه‌ها؛

  • جمع ریشه‌ها و اعداد مساوی مربّع‌هاو ریشه. سپس خوارزمی راه حلّ هریک از شش رده را بیان می‌کند. او هم از روش هندسی و هم از روش جبری استفاده می‌کند.

  • او روش جبری خود را چنین بیان می‌کند:
    ... مربّعی و ده ریشه برابر سی‌‌ونه واحد اند. پس مسأله در ین نوع معادله ین‌گونه است: چه مربّعی است که وقتی با ده ریشه‌اش جمع شود مجموع سی‌ونه را می‌دهد؟ روش حلّ ین نوع معادله ین است که نصف ریشه‌هی مذکور را بگیرید، در ین مسأله پنج، که وقتی در خودش ضرب شود بیست‌وپنج می‌شود، وقتی که وقتی با سی‌ونه جمع شود شصت‌وچهار را می‌دهد. ریشه‌ی شصت‌وچهار را می‌گیریم که هشت است، و نصف ریشه‌ها را از آن منها می‌کنیم، که سه می‌شود. پس ریشه عدد سه است و مربّع عدد ۹.

     

  • روش هندسی در شکل زیر مشخّص است:

    خوارزمی رساله‌ای هم در زمینه‌ی شمار هندی-عربی نوشت، متن عربی گم شده‌است ولی ترجمه‌ی از ین کتاب به لاتین به نام Algoritmi de numero Indorum (به معنی الخوارزمی در باب روش حساب هندی) باعث برخاستن کلمه‌ی الگوریتم شد. البتّه ین ترجمه دقیقاً با متن کتاب خوارزمی انطباق ندارد. بسیاری از ترجمه‌هی ین کتاب با عبارت dixit Algorismi ("الخوارزمی چنین می‌گوید") آغاز شدند، که به در قرون وسطی استفاده‌ی کلمه‌ی الگوریسم بری اشاره‌ به حساب با ارقام هندی را سبب شد. کلمه‌ی امروزی الگوریتم از ین واژه مشتق شده است. 

 

 

 

 


برچسب‌ها: ریاضی سوم دبستان

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 5:9 قبل از ظهر | نویسنده : علی
کارگاه آموزش کسر

کارگاه آموزش کسر  

 

کارگاه آموزش کسر

"ویژه دانش آموزان ابتدایی"

 

توسط این کارگاه می توان کسرها را آموزش داده و آن ها را مورد مقایسه قرار داد. این قانون که کسر با مخرج بزرگ تر، کوچکتر می شود به خوبی قابل آموزش است.

*****************************************

برای دانلود نرم افزار اینجا کلیک کنید.

 

برای مشاهده این بازی باید نرم افزار فلش پلیر 10( Flash Player 10)

روی سیستم شما نصب شده باشد.

 


برچسب‌ها: ریاضی سوم دبستان

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 5:6 قبل از ظهر | نویسنده : علی

بازی کسر(جهت تقویت مقایسه کسرها)

 

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری ششم www.pichak.net کلیک کنید

بازی کسرها جهت تقویت مقایسه کسرها

 

برای شروع بازی روی تصویر زیر کلیک کنید. 

 

 

 بازی آموزشی مقایسه کسرها، برای بچه های کلاس پنجم و چهارم

ابتدایی توصیه می شود.

 

 برای شروع بازی، پس از رفتن به لینک ارائه شده، روی دکمه شروع یا

Start  مانند تصویر، کلیک نمایید. هدف از این بازی آموزش مقایسه کسر

ها از نظر کوچک تر و بزرگتر بودن است.

 

باید به ترتیب  برروی بادکنک ها از کمترین مقدار سطح قرمز تا

بیشترین آن کلیک نمایید. در صورت  اشتباه ، رایانه با بوق،اخطار می دهد

و جواب نادرست را نمی پذیرد.



امتیاز کسب شده
 در این بازی آموزشی ریاضی، در قسمت score نمایش

داده می شود. همچنین سطح دشواری  یا Level بازی به سه سطح

1و2و3 تقسیم شده که در دکمه های قرمز رنگ سمت چپ صفحه نشان

داده شده است.

برای بازی آموزش کسر اینجا کلیک کن


برچسب‌ها: ریاضی سوم دبستان

تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 4:57 قبل از ظهر | نویسنده : علی
تاريخ : جمعه 11 اسفند1391 | 4:45 قبل از ظهر | نویسنده : علی

 (رياضي سوم دبستان - مبحث اندازه گيري محيط  )

 

اندازه گيري پاره خط و محيط   

  اين عبارتها را كامل كنيد

 

1 )  اندازه ي هر پاره خط را ..............  آن پاره خط مي گويند .

 

2 )  اندازه ي دور هر شكل را ..............  آن شكل مي گويند .

 

3 )  به هر مثلث كه .............. هم اندازه داشته باشيد ، مثلث متساوي الاضلاع مي گوييم .

 

4 )  هر مثلث كه دو ضلع هم اندازه داشته باشد را مثلث .............. مي ناميم .

 

5 )  چهارضلعي كه هم ضلع هاي برابر دارد و هم قطرهاي برابر ..............  نام دارد .

 

6 ) هر مثلثي كه ضلع هاي هم اندازه داشته باشد مثلث .............. نام دارد .

 

7 ) محيط مربعي به ضلع 6 سانتيمتر با محيط مثلث متساوي الاضلاعي كه ضلع آن ..............  سانتيمتر است برابر مي باشد .

 

8 ) محيط مثلث متساوي الاضلاع  .............. برابر ، طول ضلع آن است .

 

9 ) به قسمتي از خط راست كه دو سر مشخص داشته باشد  .............. مي گويند .

 

 

نام درس : رياضي ( سال سوم دبستان - مبحث اندازه گيري محيط _ صفحه2 )

 

اندازه گيري پاره خط و محيط   

  مسئله هاي زير را حل كنيد

 

1) محيط مثلث متساوي الساقيني  14 سانتيمتر است . اگر ضلع سوم آن 4 سانتيمتر باشد  دو ضلع ديگر آن چند سانتمتر هستند ؟

  

2 ) محيط يك مثلث متساوي الاضلاع 24 سانتيمتر است . اگر محيط اين مثلث با محيط مربعي برابر باشد . طول هر ضلع اين مربع چقدر است ؟

   

3 ) محيط مربعي 20 سانتيمتر است . اندازه يك ضلع آن چند سانتيمتر است ؟

 

4) عرض مستطيلي 6 سانتيمتر و طول آن دو برابر عرض آن است . اندازه طول را حساب كنيد ؟

محيط مستطيل چقدر است ؟

  

5) زهرا يك تكه سيم به طول 16 سانتيمتر را به شكل مربع در آورد . اندازه طول هر ضلع مربع چند سانتيمتر است ؟

 

6) زيبا با يك تكه سيم به طول 15 سانتيمتر يك مثلث متساوي الاضلاع درست كرد . اندازه طول هر ضلع مثلث چند سانتيمتر است ؟

  

7) مثلث متساوي الساقيني داريم كه اندازه هر ساق آن 8 سانتمتر و ضلع سوم آن 2 سانتيمتر است . محيط اين مثلث را حساب كنيد ؟

 

8) محيط مربعي به ضلع 6 سانتيمتر چند سانتيمتر مي شود ؟  

 

 9 ) محيط مثلث متساوي الاضلاعي كه طول هر ضلع آن 4 سانتمتر باشد ، چند سانتيمتر مي شود ؟

 

10) قاعده مثلث متساوي الساقيني 6 سانتيمتر و هر ساق آن 10 سانتيمتر است . محيط آن چند سانتيمتر است ؟

 

 11) اندازه ضلع مربعي 4 متر است . محيط آن چند متر است ؟ محيط آن چند سانتيمتر است ؟

 

 12) مقوايي به شكل مستطيل داريم  اندازه ضلع بزرگ مستطيلي 8 متر و ضلع كوچك آن 4 متر است . محيط اين مقوا چقدر است ؟

  

13) محيط يك هشت ضلعي منتظم كه اندازه هر ضلع آن 7 سانتيمتر است را حساب كنيد  .

 نام درس : رياضي ( سال سوم دبستان - مبحث اندازه گيري محيط _ صفحه3 )

 

اندازه گيري پاره خط و محيط   

 سوالهاي تستي

 

1 ) براي محيط مثلث متساوي الاضلاع . ....

الف) اندازه يك ضلع را در سه ضرب مي كنيم 

ب ) اندازه يك ضلع را بر سه تقسيم مي كنيم

ج ) اندازه سه ضلع را با هم جمع مي كنيم

د ) دو مورد الف و ج درست است  

 

2) در كدام شكل محيط آن اندازه يك ضلع در تعداد الاضلاع است ؟

الف) مربع                                         ج  ) مثلث

ب  ) لوزي                                         د  ) همه موارد

 

3) محيط چند ضلعي منتظمي داريم كه سه برابر اندازه ضلع آن است . نام اين چند ضلعي كدام است ؟

الف) مربع                                         ج  ) مثلث متساوي الاضلاع

ب  ) لوزي                                         د  ) مثلث متساوي الساقين

 

4)  محيط مثلث متساوي الاضلاعي 24 متر است اندازه يك ضلع آن چند سانتمتر است ؟

الف) 8 متر                                        ج  ) 72 متر

ب  ) 800 سانتيمتر                             د  ) 600 سانتيمتر

 

5) محيط هر شكل يعني ؟

الف) پيرامون آن                                  ج  ) طول اطراف آن

ب  ) دور تا دور آن                                د  ) هر سه مورد درست است

 

6) مثلثي كه دو ضلع هم اندازه داشته باشد ؟

الف) مثلث متساوي الاضلاع                  ج  ) مثلث مختلف الاضلاع

ب  ) مثلث قائم الزوايه                          د  ) مثلث متساوي الساقين

 

7) به مثلثي كه هر سه ضلع آن هم اندازه نباشد كدام مثلث است ؟  

الف) مثلث متساوي الاضلاع                  ج  ) مثلث مختلف الاضلاع

ب  ) مثلث قائم الزوايه                          د  ) مثلث متساوي الساقين

 

8) كدام تعريف پاره خط است ؟

الف) قسمتي از خط راست كه يك سر آن بسته باشد .

ب  ) قسمتي از خط راست كه دو سر آن بسته باشد .

ج  ) قسمتي از خط راست كه دو سر آن بسته نباشد .

 

9) هر پاره خط چند نقطه وسط دارد ؟

الف) يك                                            ج  ) دو

ب  ) سه                                           د  ) چهار

 

10 ) محيط هر مثلث متساوي الاضلاع چند برابر طول ضلع آن است ؟

الف) يك                                            ج  ) دو

ب  ) سه                                           د  ) چهار

 

11 ) كدام يك از چهار ضلع هاي زير ضلع هاي هم اندازه دارند ؟

الف) مربع                                         ج  ) مستطيل

ب  ) لوزي                                         د  ) مورد الف و ب درست است

 

  ب                                                            

12) نام شكل مقابل چيست ؟     الف   ج

 

الف) مثلث (الف _ ب _ ج)                    ج  ) مثلث متساوي الاضلاع

ب  ) مثلث متساوي الساقين                د  ) مورد الف و ج درست است

 

13) چهار ضلع برابر دارم اما قطرهايم نامساوي است . من چه شكلي هستم ؟

الف) مربع                                         ج  ) مستطيل

ب  ) لوزي                                         د  ) مورد الف و ب درست است

 

14) چهار ضلع برابر دارم و قطرهايم نيز با هم مساوي است. من چه شكلي هستم ؟

الف) مربع                                         ج  ) مستطيل

ب  ) لوزي                                         د  ) مورد الف و ب درست است

 

15) قطرهاي من با هم مساوي است ولي ضلع هايم با هم برابر نيستند . من چه شكلي هستم ؟

الف) مربع                                         ج  ) مستطيل

ب  ) لوزي                                         د  ) مورد الف و ب درست است


برچسب‌ها: ریاضی سوم دبستان

  • دانلود فیلم
  • قالب وبلاگ